ستارگان در آسمان تلالؤ و درخششی دیگر دارند ، شور و شعفی بسیار در میان ملائک برپاست .
زیرا نسیم ِ بهشت خبر از ولادت دخت علی ( ع ) و فاطمه ( س ) می دهد .
آری زینت پدر " زینب ( س ) " می آید .
او را زینب نامیدند چرا که :
او می آید تا شاهد غروب خورشید نبوّت باشد .
او می آید تا با چشمانی اشکبار در ِ سوخته و کوبیدن دخت رسولش بین در و دیوار و فرود آمدن ضربه های تازیانه بر پیکر نازنینش را بنگرد .
هم اوست که بعد از وفات فاطمه ( س ) گیسوان " امّ کلثوم " را به جای مادر شانه می زند ؛ مادری پنج ساله .
او می آید تا " فُزتُ بربّ الکعبه " را از زبان علی ( ع ) در محراب عبادت بشنود .
او می آید تا جگر سوخته و پاره پاره حسن ( ع ) را در طشت پر از خون ببیند .
او می آید تا شاهد پیکر بی جان و غلطیده در خون علی اکبر ( ع ) و قاسم ( ع ) ، دست های بریده و مشکِ آبِ پاره و سوراخ عبّاسش باشد .
" عمّه جان ! ما دیگر آب نمی خواهیم ، عمویمان عبّاس ( ع ) کجاست ؟ "
عصر عاشورا زینب با خود گفت : اگر عبّاس ( ع ) بود گوشها پاره نمی شدند .
او می آید تا شاهد تلّذی علی اصغر ( ع ) باشد .
او می آید تا در ظهر عاشورا بر " تلّ زینبیّه " گواه سر بریدن حسین ( ع ) باشد ، هم او که پیراهن مادرش کفنش بود.
جز او کسی نیست که حنجره بریده حسین ( ع ) را ببوسد .
" اللهم فتقبّل منّا قلیل القربان "
از داغ فرزندان برومندش دیگر نمی گویم . . .
او می آید تا طنین انداز صدای علی ( ع ) و کلام دلنشین او باشد ؛ تا مظلومیت علی ( ع ) و فرزندانش را به گوش کوفیان جفاکار و جهانیان برساند .
او می آید تا دربار یزید از کلام نافذش بلرزد .
. . .
. . . . . . .
امشب حسنین ( ع ) شادمانند ؛ از خوشحالی در پوست خود نمی گنجند چرا که می دانند پس از شهادتشان سینه پر درد زینب ( س ) و آغوش پر مهر او که به وسعت آسمانهاست جایگاه غم جانکاه کودکانشان خواهد بود ؛ اوست که در دشت پر خون کربلا خود را سپر تازیانه هایی می کند که بر بدن کودکان برادر فرود می آیند .
او می آید تا مرهمی بر دست ها و پاهای سوخته از آتش ِ خیمه ها و مجروح ِ خلیده شده از خار ِ طفلان برادر بنهد .
اما چه مرهمی !
تازیانه های کوفیان پی در پی بر این دست ها و پاهای کوچک فرود می آیند .
او می آید تا رقیّه خردسال ، اما بزرگ ، را که بیقرار دوری از پدر است در آغوش بکشد .
" عمّه جان ! هر کس آب بخواهد به او سیلی می زنند ؟ هر کس بخواهد صوت قرآن پدرش را بشنود برای او سر بریده اش را می آورند ؟ "
نمی دانم اکنون خیسی گونه هایم از شوق ولادت اوست یا از مصیبت های جانسوز عظمایش در عصر عاشورا و دلتنگی هایش در خرابه شام ؟
هر که در این درگه مقرّب تر است جام بلا بیشترش می دهند
آسمان مدینه امشب ستاره باران است و ملائک با هلهله و سرور میلاد بانوی صبر را به یکدیگر شادباش می گویند .
ولادت نور ِ دیدۀ علی ( ع ) و فاطمه ( س ) ، پرستار و مرهم دل ِ شکستۀ فرزندان حسنین ( ع ) ، ام المصائب بنی هاشم ، حضرت زینب ( س ) ـ مصادف با پنجم جمادی الاول ـ بر همه مسلمانان تبریک و تهنیت باد .


