تبليغاتX
در سپيده دم خيال





" الهی ان کان قل زادی فی المسیر الیک فلقد حسن الظنی باالتوکل علیک "









درباره نگارنده    



کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را ؟

کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را ؟

از دل نرفته ای که شوم طالب حضور

پنهان نبوده ای که هویدا کنم تو را



جویبار عمر   


ایران


     


   

فهرست اصلی   

صفحه نخست   
تماس با نویسنده   
آرشیو وبلاگ   

اضافه به علاقمندی ها   
صفحه خانگی شود    



موضوعات   


حدیث دل   
در انتظار ظهور   
در مکتب عشق   
میلاد نور   
غروب نجم   

آخرین نوشته ها   

كوكب ولايت   
سپيده   
روح آفرينش   
عطر فردوس   
روزنۀ امید   
مولود کعبه   
وظایف حاکم از نظر حضرت علي علیه السلام   
ضربان بهار   
سوگنامه محبوبه خدا   
یاس کبود   
بشارت   
ربيع القلوب   
طبيب دردها   
شهادت عشق   
غریب خراسان   
سرو سبز پوش   
انتظار   
آخرین منزل   
اميد زمان   
سوگ حقیقت   
اشک مشک   
محرم : ماهی به رنگ عشق   
یلدا   
سلطان شهر " لافتی "   
باران عشق   
یادگار آب   
تبسم آدینه   
ماهِ آسمان جود   
لواي سبز او   
سلطان سریر ارتضا   

**فهرست همه نوشته ها**

نوشته های پیشین   


آبان 1388   
مهر 1388   
مرداد 1388   
تیر 1388   
خرداد 1388   
اردیبهشت 1388   
فروردین 1388   
اسفند 1387   
بهمن 1387   
دی 1387   
آذر 1387   
آبان 1387   
مهر 1387   
شهریور 1387   
مرداد 1387   
تیر 1387   
خرداد 1387   
اردیبهشت 1387   
فروردین 1387   
اسفند 1386   
بهمن 1386   
دی 1386   
آذر 1386   
آبان 1386   
مهر 1386   
شهریور 1386   
مرداد 1386   
تیر 1386   
خرداد 1386   
اردیبهشت 1386   
فروردین 1386   
اسفند 1385   
بهمن 1385   
دی 1385   
آذر 1385   
آبان 1385   

پیوندها   

در سپیده دم خیال   
موعود   
حضوری آهسته   
لا لقاء بلا فراق   
مهر   
آب و آیینه   
بدون مرز   
طریق نور   
بانوی شبگرد   
در کوچه باغ ملکوت   
لینک باکس مذهبی   
لینک باکس مذهبی یاغریب   


POWERED BY
BLOGFA.COM


   

معبــود من!

به مسجد، سجده گاه عاشقان

و سر بر آستان نهادگان و خانه امن و آرامش تو آمده ام!

مکاني که پروازها از آن سر گرفته

و محل نزول فرشتگان ومجمع عاشقان و محفل کروبيان است.

بدان اميد آمده ام که در کنار دوستان و مقربان قرار گيرم

تا شايد گوشه چشمت بر من گنه کار افتد .


به قلم : سپيده دم . یکشنبه 28 مرداد1386 .
        

" مبعث "  پیام آور عدالت و کرامت انسانی

آن روز که در غار حرا ندا بر پیامبر (ص) آمد که بخوان ؛ رسالت نبوی با پیام خروج انسان از ظلمات و حرکت به سوی نور اغاز شد .

بعثت پیامبر اکرم (ص)سرآغاز راهی شد تا انسان از شرک ؛ بی عدالتی ؛ تبعیض ؛ جهل و فساد بیرون آمده و به سوی توحید ؛ معنویت ؛ عدالت و کرامت حرکت کند.

مبعث نبوی با نهضت معنوی شروع شد و انقلابی در عالم بشری ایجاد کرد که هنوز دامنه آن ادامه دارد .این تحول روحی ؛ مردم مادی بت پرست را  به مبدا آفرینش راهنمایی کرد و از کردار زشت برحذر ساخت و به نیکویی دعوت نمود . پیامبر (ص) پیروان خود را به این منقبت ستود که شما بهترین امت من هستید و می توانید دنیای بشریت را با اجرای قانون متین قرآن به سعادت مطلوب برسانید .

رسول خدا (ص) در روز 27رجب در مکه مکرمه دعوت به خدا را آغاز کرد و سالها بعد در مدینه حکومت اسلامی را تشکیل داد . حضرت محمد(ص)دین مبین اسلام را به مردمی عرضه کرد که جملگی در آتش جهل می سوختند و دعوت او چنان دلنشین بود که به سرعت دیوارهای جهل و خرافات را فرو ریخت و مردم موج موج به اسلام گرویدند .

رسول خدا در مدینه منشور حکومتی اسلام را پایه ریزی و همه مردم را در اداره حکومت شریک کرد . حضرت محمد (ص) سالها به صورت پنهانی مردم مکه را به سوی خدا دعوت کرد و آن زمان ندا آمد که دعوت آشکار کن ؛ دشمنان چنان عرصه را بر او تنگ کردند که به دستور خدا هجرت آغاز کرد . پیامبر گرامی اسلام پس از 13سال توقف در مکه در اثر فشار  و اذیت و آزار قریش از طرف خداوند مامورشد  به مدینه هجرت  کند ؛ هجرت پیامبر و مسلمانان به مدینه ؛ فصل تازه ای در زندگی پیغمبر اکرم (ص)و اسلام گشود ؛ همچون کسی که از محیط آلوده و خفقان آور به هوای آزاد و سالم پناه برد .هجرت پیامبر (ص) و مسلمانان از مکه به مدینه برای پی ریزی زندگی اجتماعی اسلام ؛ نخستین گام بلند در پیروزی و گسترش اسلام و جهانی شدن آن بود .


به قلم : سپيده دم . شنبه 20 مرداد1386 .
        

 امام رضاعليه السلام: زيارَةُ قَبرِ أبي مِثلُ زِيارَةِ قَبِر الحُسَينِ؛

زيارت قبر پدرم، موسى بن جعفرعليه السلام، مانند زيارت قبر حسين‏عليه السلام است.

 روايت شده است: أنّهُ (الكاظِم َ‏عليه السلام) كانَ يَبِكي مِن خَشيَةِ اللَّهِ حَتّى‏ تَخضَلَّ لِحيَتُهُ بِالدُّمُوعِ؛

امام كاظم همواره از بيم خدا مى‏گريست، چندان كه محاسنش از اشك تر مى‏شد.

 امام كاظم ‏عليه السلام فرموده اند :

 * ثَلاثٌ مُوبِقاتٌ: نَكثُ الصَّفَقَةِ و تَركُ السُّنَّةِ و فِراقُ الجَماعَةِ؛

سه چيز تباهى مى‏آورد: پيمان شكنى، رها كردن سنّت و جدا شدن از جماعت.

*عَونُكَ لِلضَّعيفِ أفضَلُ الصَّدَقَةِ؛

 كمك كردن تو به ناتوان، بهترين صدقه است.

 *  لَو كانَ فِيكُم عِدَّةُ أهلِ بَدرٍ لَقامَ قائمُنا؛

 اگر به تعداد اهل بدر (مؤمن كامل) در ميان شما بود، قائم ما قيام مى‏كرد.

*  لَيسَ مِنّا مَن لَم يُحاسِب نَفسَهُ في كُلِّ يَومٍ؛

 كسى كه هر روز خود را ارزيابى نكند، از ما نيست.

 *ما مِن شَى‏ءٍ تَراهُ عَيناكَ إلّا و فيهِ مَوعِظَةٌ؛

 در هر چيزى كه چشمانت مى‏بيند، موعظه‏اى است.

*  مَن كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَف َّ اللَّهُ عَنهُ عَذابَ يَومِ القِيامَة؛

هر كس خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب خود را در روز قيامت از او باز مى‏دارد.

* إذا كانَ ثَلاثَةٌ في بَيتٍ فَلا يَتَناجى‏ إثنانِ دونَ صاحِبِهِما فَإنَّ ذلِكَ مِمّايَغُمُّهُ؛

هر گاه سه نفر در خانه ‏اى بودند، دو نفرشان با هم نجوا نكنند؛ زيرا نجوا كردن، نفر سوم را ناراحت مى‏كند.

* ايّاكَ أن تَمنَعَ في طاعَةِ اللَّهِ فَتُنفِقُ مِثلَيهِ في مَعصِيَةِ اللَّهِ؛

مبادا از خرج كردن در راه طاعت خدا خوددارى كنى، و آن‏گاه دو برابرش را در معصيت خدا خرج كنى.

* لاتُذهِبِ الحِشمَةَ بَينَكَ و بَينَ أخيكَ وَأبْقِ مِنها فَإنَّ ذَهابَها ذَهابُ الحَياءِ؛

مبادا حريم ميان خود و برادرت را (يكسره) از ميان ببرى؛ چيزى از آن باقى بگذار؛ زيرا از ميان رفتن آن، از ميان رفتن شرم و حيا است.

* أبلِغ خَيراً و قُل خَيراً ولا تَكُن أمُّعَةً؛

خير برسان و سخن نيك بگو و سست رأى و فرمان‏برِ هر كس مباش.

* المُصيبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ و لِلجازِعِ اثنَتانِ؛

مصيبت براى شكيبا يكى است و براى ناشكيبا دو تا.

*  الصَّبرُ عَلَى العافِيَةِ أعظَمُ مِنَ الصَّبرِ عَلَى البَلاءِ؛

شكيبايى در عافيت بزرگ‏تر است از شكيبايى در بلا.

۲۵ رجب مصادف با شهادت امام موسي كاظم (ع) بر دوستداران و پيروان آن امام همام تسليت باد .


به قلم : سپيده دم . سه شنبه 16 مرداد1386 .
        

السلام عليكِ يا زينب كبري، السلام عليكِ يا بنت رسول الله، السلام عليكِ يا بنت اميرالمومنين (سلام الله)


ای فروغ تابنده کوثر!

ای پرستار شهادت!

تو بانوی فصاحتی و اعجاز

نطق آتشین تو قلب سنگی کوفیان را ذوب کرد،

اشک از چشمان آنها به راه انداخت و به سینه های کویری شان گسیل داشت

تو فرزند کوثری! تو جرعه ناب کوثری!

نامت همیشه درس آموز عزت و یادت هماره الهام بخش شرف و مردانگی باد.


طبع مى‏خواهد كه وصف زينب كبرى كند


طبع مى‏خواهد كه وصف زينب كبرى كند

ليك، قطره  كى تواند صحبت از دريا كند؟

 

توسن طبعم در اينجا پاى در گل مانده است

مرغ بى ‏پَر چون سفر بر عرصه عُنقا كند؟

 

نطق گويا عاجز است از شرح و ذكر وصف او

كى تواند خامه مدح آن ملك ‏سيما كند؟

 

جد پاكش مصطفى، باب كبارش مرتضاست

مادرش زهرا كه مدحش ايزد يكتا كند

 

چون حسين و چون حسن دارد برادر، هر يكى

ناز بر موسى بن عمران، فخر بر عيسى كند

 

در شهامت ‏بود وارث بر على مرتضى

همت والاى او تفسير «كرمنا» كند

 

دختر زهرا كه در حجب و حيا و عصمتش

نقش مادر را به خوبى در جهان ايفا كند

 

در شجاعت چون حسين و در صبورى چون حسن

در عبادت پيروى از مادرش زهرا  كند

 

دّر درياى عفاف و گوهر گنج ‏حياست

عفتش ياد از حياى مريم عذرا كند

 

گاه  در آغوش گيرد اصغر لب تشنه را

تا بخوابد آب را در خواب خود رؤيا كند

 

گاه دلدارى دهد بر مادران سوگوار

گاه دلجوئى ز آل و عترت طاها كند

 

گاه آيد بر سر نعش برادر از خِيم

از ته دل ناله و فرياد و  واويلا  كند

 

گاه هم  گيرد ز دست دختران بى ‏پناه

از خيام سوخته رو جانب صحرا كند

 

كيست چون زينب كسى كو در ديار كربلا

ناله جانسوز او تاثير در دلها  كند؟

 

كيست چون زينب كه با يك جلوه از نور رُخش

رخنه‏ها در قلب موسى، در دل سينا كند؟

 

كيست چون زينب كه در راه رواج  دين حق

مو به مو برنامه دين خدا اجرا  كند؟

 

كيست چون زينب كسى كو در ره دين خدا

در جهان دار و ندار خويشتن اهدا كند؟

 

كيست چون زينب كسى كو با اسيرى خودش

خون پاك كشتگان كربلا احيا  كند؟

 

كيست چون زينب كه با تدبير مظلومانه‏اش

دشمن پست و زبون را تا ابد رسوا كند؟

 

كيست چون زينب كسى كو در ميان دشمنان

چون على مرتضى در نطق خود غوغا كند؟

 

كيست چون زينب كه در بزم يزيد بى ‏حيا

خطبه‏اى ايراد كرده محشرى برپا  كند؟

 

كيست چون زينب كه او با يك كلام آتشين

تنگ و تاريك اين جهان در ديده اعداء كند؟

 

دختر شير خدا بود و خودش هم شير بود

كس نديده شير را  كز روبهان پروا  كند

 

در جهان املاء دين را كرده انشاء مو به مو

كيست چون زينب كه اين املاء را انشاء كند؟

 

پيروى بايد كند از دخت زهرا و على

هر كه مى‏خواهد كه راه دين حق پيدا  كند

 

روز محشر گر به شكوه لب گشايد بى ‏گمان

محشرى ديگر به پا در محشر كبرا كند

 

دشمنانش در سقر سوزند در نار غضب

دوستانش هم مقر در سايه طوبا  كند

سالروز وفات حضرت زينب عليهاالسلام بر دوسنداران"  آن حضرت و خاندانش"  تسليت باد .


به قلم : سپيده دم . دوشنبه 8 مرداد1386 .
        

زینتِ بخشندگان، امام جواد (ع) می آید تا زمین مدینه، یک بار دیگر مولودی دیگر از نسل هابیل را به شادباش بنشیند. می آید تا چشمان آسمان را به روشنی سیمایش روشن شود و لاهوتیان و ناسوتیان را در شادی میلاد خویش فرو برد.

کبوتر دل در هوای طواف گنبد نورانی کاظمین، پر می گشاید تا همراه با فرشتگان الهی؛ حرم مطهرش را با بال های خود غبار بروبد و دیده را به ضریح او روشن سازد. در زاد روز مولود مبارک رجب، با یک آسمان نیاز از یگانه بی همتا می خواهیم در دریای بی کران بخشش جوادالائمه غرقمان سازد و در زمره شیفتگان واقعی او قرارمان دهد .

 

حضرت جوادالأئمّه (عليه السلام) به خطّ خود نوشت:

 

 إِنَّ أَنْفُسَنا وَ أَمْوالَنا مِنْ مَواهِبِ اللّهِ الْهَنيئَةِ وَ عَواريهِ الْمُسْتَوْدَعَةِ يُمَتِّعُ بِما مَتَّعَ مِنْها فى سُرُور وَ غِبْطَة وَ يَأْخُذُ ما أَخَذَ مِنْها فى أَجْر وَ حِسْبَة فَمَنْ غَلَبَ جَزَعُهُ عَلى صَبْرِهِ حَبِطَ أَجْرُهُ وَ نَعُوذُ بِاللّهِ مِنْ ذلِكَ
 جان و دارايى ما از بخششهاى گواراى خداست و عاريه و سپرده اوست، هر آنچه را كه به ما ببخشد، مايه خوشى و شادى است و هر آنچه را بگيرد، اجر و ثوابش باقى است. پس هر كه جزعش بر صبرش غالب شود اجرش ضايع شده و از اين [صفت] به خدا پناه می بريم.


به قلم : سپيده دم . چهارشنبه 3 مرداد1386 .