تبليغاتX
در سپيده دم خيال





" الهی ان کان قل زادی فی المسیر الیک فلقد حسن الظنی باالتوکل علیک "









درباره نگارنده    



کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را ؟

کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را ؟

از دل نرفته ای که شوم طالب حضور

پنهان نبوده ای که هویدا کنم تو را



جویبار عمر   


ایران


     


   

فهرست اصلی   

صفحه نخست   
تماس با نویسنده   
آرشیو وبلاگ   

اضافه به علاقمندی ها   
صفحه خانگی شود    



موضوعات   


حدیث دل   
در انتظار ظهور   
در مکتب عشق   
میلاد نور   
غروب نجم   

آخرین نوشته ها   

كوكب ولايت   
سپيده   
روح آفرينش   
عطر فردوس   
روزنۀ امید   
مولود کعبه   
وظایف حاکم از نظر حضرت علي علیه السلام   
ضربان بهار   
سوگنامه محبوبه خدا   
یاس کبود   
بشارت   
ربيع القلوب   
طبيب دردها   
شهادت عشق   
غریب خراسان   
سرو سبز پوش   
انتظار   
آخرین منزل   
اميد زمان   
سوگ حقیقت   
اشک مشک   
محرم : ماهی به رنگ عشق   
یلدا   
سلطان شهر " لافتی "   
باران عشق   
یادگار آب   
تبسم آدینه   
ماهِ آسمان جود   
لواي سبز او   
سلطان سریر ارتضا   

**فهرست همه نوشته ها**

نوشته های پیشین   


آبان 1388   
مهر 1388   
مرداد 1388   
تیر 1388   
خرداد 1388   
اردیبهشت 1388   
فروردین 1388   
اسفند 1387   
بهمن 1387   
دی 1387   
آذر 1387   
آبان 1387   
مهر 1387   
شهریور 1387   
مرداد 1387   
تیر 1387   
خرداد 1387   
اردیبهشت 1387   
فروردین 1387   
اسفند 1386   
بهمن 1386   
دی 1386   
آذر 1386   
آبان 1386   
مهر 1386   
شهریور 1386   
مرداد 1386   
تیر 1386   
خرداد 1386   
اردیبهشت 1386   
فروردین 1386   
اسفند 1385   
بهمن 1385   
دی 1385   
آذر 1385   
آبان 1385   

پیوندها   

در سپیده دم خیال   
موعود   
حضوری آهسته   
لا لقاء بلا فراق   
مهر   
آب و آیینه   
بدون مرز   
طریق نور   
بانوی شبگرد   
در کوچه باغ ملکوت   
لینک باکس مذهبی   
لینک باکس مذهبی یاغریب   


POWERED BY
BLOGFA.COM


   

فرازهایی از سخنان امیرالمومنین حضرت علی (ع)

در سپردن فرمانداری مصر

به مالک اشتر نخعی

سعادت هر دو جهان به گرو رضای خداوند است ؛ آنچنان که بی خشنودی خدا ، هیچ طاعت پسندیده و مقبول نخواهد افتاد.

فرماندار باید دیو هوس و مشتهیات خود را همچون پارسایان پیوسته به زنجیر زهد و عبادت مقهور و محبوس دارد ، زیرا عفریت نفس آتشی است خاموش نشدنی و فروزان . اگر دمی انسان را غفلت زده ببیند ، ناگهان دوزخ آسا شعله ور گردد و خرمن سعادت و حیات او را خاکستر کند.

همچون تاجداران بیدادگر ، آگاه باش که در تاریخ روزگار نام تو در صفحه بیدادگران به ننگ نگاشته نیاید.

 ای مالک ! برای روزگار سختی چه ذخیره ای بهتر از نیکوکاری می توانی گذارد ؟
آیا کدام پس از انداز از عدل و داد برای ملوک و حکمرانها پر بها تر تواند بود ؟ پس بر غضب و شهوت خویش مقتدر باش و از آنچه بر تو حلال نیست سخت بپرهیز.
مالکا ! انصاف و عدل سر لوحه برنامه حکومت است.

می دانی که محبوبترین صفتها برای زمام دار چیست ؟
آن که همواره در زندگی میانه رو و متوسط باشد و عدلش مانند ابر رحمت سراسر کشور را در سایه گیرد و با جدیت تمام بکوشد که زیر دستانش را راضی و خشنود سازد.

دانی که نفس پرهیزگار کدام است ؟ آنکه در تمام حوادث زندگی سخت بر هوس خویش پای گذارد و داوری کاملاً بی طرف و میانه رو باشد .

 ای مالک مهربان باش و رعیت را با چشمی پر عاطفه و سینه ای لبریز از محبت بنگر .
زنهار نکند ای چوپان که در جامه شبانی ، گرگی خونخوار باشی و در لابلای پنجه های لطیف چنگال های دلخراش و جانفرسا پنهان داری !
الا ای فرمانفرما ! فرمانبران تو از دو صنف بیرون نیستند : یا مسلمانند که با تو یک کیش و یک دین دارند و یا پیرو مذاهب بیگانه که با تو همنوع و همجنسند.
ای بشر ! آنها هم بشرند . همچنان که تو را در زندگی لغزشی در پیش است ، آنها نیز بدون لغزش نخواهند بود . پس باید با آن دیده در آنان بنگری که توقع داری خداوند در تو بنگرد.
ای مالک ! از لغزش هر لغزشکار که بخشیدی پشیمان مباش و هر که را به عقوبت کشیدی شادی مکن .

هر چه میدان را فراخ می بینی ، جولان مده و هر چه از دست توانایت برآید شتاب مکن .
هرگز به پشتیبانی مقام خلافت ، سروری خود را بر دیگران تحمیل مکن. اگر چنین گویی و چنان کنی آینه قلبت زنگ آلود و تاریک می شود و روح دینداری و تقوای تو پست می گردد ، از خدا بدور می افتی هر چه با بنده نزدیک باشی .
 یاد خدا خاطر را روشن کند و چراغ خرد برافروزد و اشتعال هوس و غضب را  فرو نشاند.

هر آن امری که از ما فوق خود می شنوی ، با امر خدا بسنج . چنانچه خداوند تو را از آن عمل نهی می کند ، زنهار !فرمان خالق را در راه هوس مخلوق قربانی مکن .
هرگز مگو که من مامورم و معذور ، هرگز مگو که به من دستور داده اند و باید کورکورانه اطاعت کنم . هرگز طمع مدار که تو را کورکورانه اطاعت کنند .

دادگاه خانه ملت است و قانون حق عموم.
در مقابل قرآن خویشاوندی و علاقه خصوصی هرگز موقعیت و احترام نخواهد داشت .

اسلام منادی آزادی و مساوات است و عموم مسلمانان باید از این ندای آسمانی برخوردار گردند.

ای پسر حارث! اگر چنین نکنی و همگان را با نظر مساوی ننگری ، بر بندگان خدا ظلم کرده ای و خداوند توانا را به دشمنی خویش برانگیخته ای . آری هر کس ستم کند ، دشمن خدا خواهد بود . دشمنی با خدا کار آسانی نیست . وای بر آنکس که آفریدگار کائنات بر خصومتش اراده کند ، چه زود که دست حق بر زمینش زند و عاقبتش را در دو جهان تباه کند .
ای پسر حارث ! خدای خود را غافل مپندار که او همیشه در کمین ستمکاران است . فریاد بندگان را به دقت گوش کند و کوچکترین مظلمه را از بزرگترین کسان صرفنظر نفرماید .

ای مالک ! اکنون که پای بر مسند فرمانداری گذاشته ای ، خواه ناخواه باید اغراض شخصی و هدفهای خصوصی را ترک گویی .

پناه بر خدا !
اگر اندکی در زندگانی حکمرانی نظر شخصی و خصوصی تو راه یابد. اینجاست که خداوند قهار دست توانای خود را به نام دفاع از حقوق جامعه بر فرق تو می کوبد ، آنچنان که دیگر نتوانی سر از جیب مذلّت و تیره بختی بر افرازی!
آنچنان که ملت برای توست ، تو نیز برای ملت باش . از آنِ مردم باش تا مردم از آنِ تو باشند.

ای مالک!
از خشم ملت بترس که نمونه ای از خشم خداوند قهار است .
همیشه مقربان و نزدیکان خود را فدای مصلحت عموم کن ، زیرا ویژگان هر چه از تو برنجند هرگز با رنجش توده قابل مقایسه نیست.
ای مالک !
با تمام وسائلی که در اختیار داری  و با منتهای نیرویی که در جان توست ، به جلب رضایت عموم و خرسندی جامعه بکوش ؛ زیرا که اکثریت نگهبان مملکت و حصار کشور است .
همیشه با توده باش ، با شادی آنان شاد شو و در اندوهشان شرکت کن .

ای مالک !
از آن قوانین و آدابی که گذشتگان اسلام از خود بازگذاشته اند ، سر باز مزن ؛ و رعیت را هرگز در پیروی و تقلید از عادات پسندیده باز مدار.
از مجامع عمومی جلوگیری مکن ، زیرا این اجتماعات ملت را به وحدت کلمه نزدیک می کند و عظمت اتفاق و اتحاد را در چشم توده جلوه گر می سازد.

گره از کار رعیت بگشا و اختلافات توده را با احتیاطی هر چه تمامتر که شایسته احترام حق عمومی است حل و فصل کن .

ای مالک !
به هر چیز که وعده کردی ، در موعد مقرر وفا کن . زیرا خداوند خلف وعده را سخت دشمن می دارد، آنجا که در قرآن مجید می فرماید: « اینکه بگویید و نکنید ، سخت خدا را به خشم می آورد . »

ای آنکه از خداوند رازپوشی طمع داری تا پرده از اسرارت فرو نیندازد ، پرده از اسرار مردم فرو نینداز. پس آنچنان که نقایص خود را می پوشانی ، نقایص دیگران را نیز بپوشان .

ای مالک !
از ریختن خون های ناحق سخت بر حذر باش
.

هیچ ستمی به قدر خونی که به ناحق بر خاک ریخته شود، در نزد خدا بزرگ و خشم آور نیست . در روز رستاخیز نخستین محاکمه ای که در محضر عدل الهی پیش می آید موضوع خونهایی است ک بر زمین ریخته شده است.

در قرآن مجید می فرماید: « هر کس که انسان بیگناهی را بکشد ، آنچنان است که عموم فرزندان آدم را کشته باشد . »

مبادا که سطوت حکومت و عظمت مقام ، تو را بر آن دارد که خونی را بدون جرم بر خاک بریزی و زنده بیگناه را از مَرکَب حیات فرواندازی. دولت اسلام موظف است که خون بیگناهان را از خونریزان باز ستاند. هر چند مقتول شمشیر ظلم تو پست و ناچیز باشد ، ما تو را به قصاص آن خون خواهیم کشت ، و خداوند به روز محشر از تو در کمال غضب مواخذه و باز پرسی خواهد کرد .

عنان خشم را محکم نگاهدار که باید بگویم اگر بر کسی به هنگام غضب مشت بکوبی و بدین وسیله روزگارش را به پایان آوری ، با آنکه عمل قتل مسبوق به تصمیم تو نبود ، در دادگاه ما محکوم به اعدام خواهی بود . زیرا به نظر من ، مشت زدن ، همین که از یک تجاوز کند ، شمشیر زدن نام دارد.
شما ای حکومت ها چه گمان می کنید ؟

 آن شمشیر که بر کمرتان بستیم و آن کرسی که به افتخار به شما گذاشتیم ، برای آن نیست که خون مردم بریزید و از دسترنج بیچارگان بخورید.

تبادل افکار را ، در صورتی که از مغزهای بزرگ و قلب های پاک تراوش کند ، در حل امور کشور تاثیری به سزاست ؛ ولی نخست باید آن را سنجید ، آنگاه از مملکت سخن راند.

ای مالک! از آن وزیر سخت بترس که با رای تیره درباری را ویران کرده است و اکنون تیشه برداشته می خواهد بنیان  حکومت تو را ویران سازد. بترس که او حکومتی را برباد داده بار دیگر بر پریشانی حکومتی دیگر میان بسته است.
تو می توانی در میان خردمندان قوم وزیرانی کارآزموده و لایق انتخاب کنی که دامنشان از خون شهیدان بی گناه پاک است و دست پرهیزگار و نجیبشان به مال مستمندان دراز نشده . باید وزیران تو از آن کسان تشکیل شوند که نه ستم کرده اند و نه ستمگر را به دست و زبان ، کمک و یاری داده اند.

تا می توانی با دانشمندان و علمای پاکدامن معاشر باش و از حکمت حکمای کشور خویش به حد کافی استفاده کن .

دانشمندان و ارباب حکمت تو را در تحکیم مبانی مملکت کمک کنند ، و با نیروی فضیلت و کمال ،اختلاف مردم را رفع و پریشانیها را به یک جای گرد آورند . علما برای تو از حکام پیشین و امم گذشته داستانها گویند و تو خوب می توانی از آن افسانه ها درس کشورداری بیاموزی و رموز حکمرانی و سلطنت تحصیل کنی .

تاریخ بدان جهت خواندنی و عزیز است که از پیشینیان سخن گوید ، معایب ایشان را آشکار کند و فضائل آنها را تقریر نماید.


حکومت ما معتقد است که کشور هرگز خراب نشود ، مگر آنکه کشورداران با دست جور تیشه برداشته کاخ سعادت ملت را بر سر تهی مغز خویش ویران کنند.


به قلم : سپيده دم . دوشنبه 8 تیر1388 .
        




شب قدر است و طی شد نامه هجر                      سلام فیه حتی مطلع الفجر


ما قرآن را، در شب قدر ، فرو فرستاديم.

تو شب قدر را چگونه شبي مي داني؟ 
شب قدر ، از هزار ماه بهتر است.

در آن شب فرشتگان و روح (جبرئيل)، به اذن خدا، همه فرمانها و سرنوشتها را فرود مي آورند.

آن شب، تا سپيده دمان، همه، سلام است و سلامت.

 
 كدامين شب؟

     اين امر بزرگ چيست؟ و اين شب كدام است؟

     آن شب فرخنده ، كه قرآن فرود آمده است، چه شب است؟

     آن شب كه از هزار ماه بهتر است، كدام لحظات گرانقدر است؟

     آن شب، كه فرشتگان فرود مي آيند، و روح (جبرئيل) نيز فرود مي آيد، كدامين است؟

     آن شب، كه فرمانها و تقديرها را به زمين مي آورند، و بر طبق حكمت بر مي نهند، و معين مي دارند؟ …

     آن شب، كه تا سپيده دمان، همه آنات و لحظات آن، درود است و سلام، و رحمت است و سلامت، و ايمني است و فرخندگي؟

"تنزل الملائكة و الروح …" فرشتگان و روح، همی فرود آیند ، و همی فرود آیند ، به كجا؟

این فرشتگان نزد چه كسی می‌روند، و فرمان‌ها و تقدیرها را به چه كسی می‌سپارند؟

آنجا كه روح بزرگ فرود می‌آید كجاست؟

و  آن آستان مقدس، و مطلع نور ، و مركز ناموس ، كه "كل امر"، به همراه فرشتگان، به جانب آن فرود آورده می‌شود، كدام آستان است؟

در شب قدر، محل نزول فرشتگان آسمان، در كدام سر منزل مقدس ، و مهبط مطهر است؟

آن شب، كه باید شكوائیه هجران را در نوردید، و به امید وصل و دیدار ، بیدار نشست، و از جام طهور "سلام"، تا "مطلع فجر"، سرمست بود، كدام شب است؟

آن شبی كه باید به یاد روی آن محبوب عزیز، و آن یار آواره از دیار، و پنهان رخسار، با دردمندی‌های عاشقانه نالید، و دیدار روی او را از خدای طلبید  ، كدام شب عزیز است؟

*******************
موسی(ع ) گفت:

خداوندا! مى‏خواهم به تو نزدیك شوم
 فرمود: قرب من از آن كسى است كه شب قدر بیدار شود،


گفت: خداوندا! رحمتت را مى‏خواهم
فرمود: رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكینان رحمت كند.


گفت: خداوندا!جواز گذشتن از صراط را از تو مى‏خواهم
فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر صدقه‏اى بدهد.


گفت‏: خداوندا! از درختان بهشت و از میوه‏هایش مى‏خواهم
 فرمود: آنها از آن كسى است كه در شب قدر تسبیحش را انجام دهد.


گفت: خداوندا! رهایى از جهنم را مى‏خواهم
 فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر استغفار كند.


گفت‏: خداوندا خشنودى تو را مى‏خواهم
 فرمود:
خشنودى من از آن كسى است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگذارد.





امشب از آسمان ، باران انا انزلنا بر فرق زمین می بارد .

امشب سرنوشت ، کمی آن سو تر رقم می خورد .

امشب ، چشمانم را با آب توبه می شویم و کلام قرآن را در دهانم می ریزم تا خواب ، چشمانم را نرباید .

امشب ، سجاده ام را می گشایم و سجده هایم را به باران تو پیوند می زنم .

امشب تا سحر ، تا سپیده ، بیدار می مانم .
 


به قلم : سپيده دم . جمعه 29 شهریور1387 .
        

 از دور صدای ربنـــــــــــــــــــــــــــا می آید        آوای خوش خــــــــــــــــدا خــــــــــــــــدا می آید



امشب نخستین بار است كه تو را مى‏بینم چهره‏ات به زیبایى مى‏درخشید.

سر بر آسمان برداشته‏اى، هلال ماه را مى‏نگرى و زمزمه مى ‏كنى : 

خدایا این ماه را بر ما به امنیت و ایمان، سلامت و اسلام، عافیت و دفع درد و . . . نوگردان .

اولین روز رمضان بر تو مباركباد . مى‏دانى میهمان چه كسى هستى؟ او كه معبود جهانیان است و عفوكننده گنهكاران. از او درخواست‏سلامت روزه و شب زنده‏ داریت را بنما!

دو روز است كه لب از خوردن فرو بسته‏اى. تلاش كن تا به خشنودى پروردگارت نزدیكتر و از خشم او دور شوى. از مهربانترین مهربانان توفیق خواندن آیاتش را طلب كن!

امروز سوم رمضان است. براى تیزهوشى و بیداریت دعا كن و از هر چه در آن بى‏خردى و اشتباه‏ است بپرهیز. سهمت را از خیر و بركت این ماه افزونتر بخواه كه او بخشنده ‏ترین بخشندگان است.

چهار روز است كه درهاى آسمان به رویت گشوده شده. براى برپاداشتن فرمان و دستور خدا برخیز آنگونه كه شایسته است و سپاسگزارش باش. بى‏شك پروردگارت به احوال تو بیناترین بینایان است.

پنجمین روز رمضان است و میزبان گوش به دل تو دارد.

دست‏به دعا بردار: خدایا در این ماه مرا از آمرزش خواهان، از بندگان شایسته فرمانبردارت، از اولیاء مقرب درگاهت قرار ده.

شش روز است صبرت را مى‏آزمایى. تردید، لحظه‏اى تو را وانمی گذارد. از نافرمانى او مى‏ترسى، از تازیانه‏هاى عذابش بیمناكى، از موجبات خشمش گریزانى . . . و سخت دوستش دارى كه نهایت اشتیاق مشتاقان است.

هفت روز تشنگى جسم را تاب آوردى و جانت را به ذكر او سیراب ساختى. از هر چه سستى و لغزش است ‏به راهنماى گمراهان پناه ببر!

هشتم رمضان آمده. مبادا مهرت را از یتیمان دریغ كنى. طعامت را با آنان تقسیم كن. سلامت را آشكار كن و همنشینى با كریمان را بیاموز!

نُه روز است‏ با روزه‏دارانى. رحمت گسترده او را دریافته‏اى؟ دلیلهاى درخشانش را دیده‏اى؟ اسباب خشنودیش را فراهم ساخته‏اى؟ او آرزوى مشتاقان است.

یك سوم رمضان گذشت. بر خدا توكل كن تا از سعادتمندان درگاه و مقربان پیشگاهش باشى. او را بطلب كه هدف نهایى جویندگان است.


یازدهم رمضان است. از او بخواه كه تو را دوستدار احسان و نیكى گرداند و از  گناه و نافرمانى دور شوى. از او بخواه كه سوز آتش را بر تو حرام گرداند. او فریادرس فریادخواهان است.

دوازده روز از رمضان مى‏گذرد. جامه ستر و عفاف برازنده‏ات باد. قناعت را پیشه كن و عدالت و انصاف را از نظر دور مدار.

امروز سیزدهمین روز رمضان است. و تو سعادتمندتر از دیگرانى، اگر از آلودگى پاك شوى و بر مقدراتت‏ شكیبایى ورزى، اگر پرهیزكار باشى و همزبانى با نیكان را برگزینى.

چهارده روز است كه میهمان خدایى! پروردگارى كه عزت‏بخش مسلمانان است و تو را از خطا و لغزش باز مى‏دارد. امید كه هدف بلاها و آفات قرار نگیرى.

رمضان به نیمه رسید. خدایا! اطاعت فروتنان را روزى ما بگردان و سینه‏مان را براى بازگشت ‏به سوى خویش گشاده ساز! اى امان‏بخش آنانی که می ترسند!

شانزدهم رمضان است. مهیا شو تا همراهى نیكان كنى، از اشرار دورى گزین و ساكن منزل امن آرامش شو!

هفده روز است رمضانى شده‏اى، و بهره‏مند از راهنمایى‏هاى پروردگارت. از او - كه داناست ‏به آنچه در دل توست و بى‏نیاز است از او سؤال و تفسیر بخواه تا حاجات و آرزوهاى تو را برآورد.

هجده روز را پشت‏سر گذاشته‏اى. چه بركتى است در سحرهاى رمضان، چه نورى است در دلهاى رمضانیان، و چه لذتى است در پیروى او كه روشنى‏بخش قلبهاى عارفان است!

امروز نوزدهم رمضان است. تنها خدا مى‏داند بر ما چه گذشته و قدرمان چه بوده .

اى هدایت‏كننده مهربان به سوى حقیقت آشكار راهنمایمان باش!

بیست روز از رمضان مى‏گذرد. فرصت مناجات را از دست مده از او كه آرامش را در دلهاى مؤمنان فرو مى‏فرستد طلب گشایش درهاى بهشت را براى امشب و همیشه بنما!

قدرى دیگر گذشت امروز بیست و یكم رمضان است. راه تسلط شیطان را بر خود ببند و دلیلى براى رسیدن به خشنودى او بیاب!

براى بیست و دومین بار او را بخوان: اى پاسخ دهنده دعاى درماندگان، فضل و بركت‏خود را بر ما نازل فرما و ما را در دل رضوانت ‏ساكن گردان!

باورت میشد که توفیق سه « قدر » را داشته باشى؟

از او كه لغزشهاى گنهكاران را نادیده مى‏گیرد تمنا كن تا تو را نیز در این ماه از گناهان شستشو دهد و از عیبها پاكت گرداند.

بیست و چهار روز از رمضان گذشت. پناه ببر به او از آنچه بیازاردش و پیرویش كن در آنچه فرمانت داده. هزار بار نامش را فریاد كن که بخشنده‏ترین است ‏به درخواست‏كنندگان.

مى‏دانم دلت گرفته پنج روز بیشتر به پایان رمضان نمانده و تو همچنان به دوستدارى دوستان او و دشمنى دشمنانش مى‏اندیشى. پیمان سبزت جاودانه باد!

امروز كه بگذرد تنها چهار سحر دیگر بیدار مى‏شویم. ایكاش در این ماه تلاشمان مورد تقدیر قرار گیرد و گناهانمان آمرزیده گردد، عملمان پذیرفته شود و عیب هایمان پوشیده بماند!

دیشب آخرین شب «قدر» بود. از رأفت پروردگار دور نیست كه عذرهایمان را پذیرفته باشد و امورمان را به سوى آسانى پیش براند. آرى اونسبتبه بندگان صالحش مهربانترین است‏.

روز ما چه زود مى‏گذرد و سخت است‏ به این روزها، زندگى را گذراندن. دو روز دیگر رمضان مى‏رود. نكند از انجام مستحبات و نوافل بى‏بهره مانده باشى.

تنها یك روز مانده ، امروز بیست و نهم رمضان است: خدایا ما را در این ماه به مهر خود فراگیر و دلهامان را از تیرگی هاى تهمت پاك گردان! اى مهربان به بندگان مومن!

امشب وقت وداع است. چه لذتى داشت آمدن رمضان و چه دردى است رفتنش. دل بسته‏ایم كه پذیراى بندگی مان گردد و بهره طاعتمان، خشنودى او و رسول پاكش باشد.



حلول ماه مبارک رمضان
  مبارک باد

به قلم : سپيده دم . دوشنبه 11 شهریور1387 .
        

زمزمه اي از دور دست مي آيد. گويا ما را به خود فرا مي خواند .

چه مي گويد؟

چه سرودي است که اين چنين سينه هوا را مي شکافد و به سوي ابديت پرواز مي نمايد؟

اين زمزمه کدامين نغمه سرا است که نرم و آرام بر جان تشنه مان مي بارد و سرود سبز رويش را سر

مي دهد؟

کم کم زمزمه نزديک مي آيد و بر جانهای خسته مان مي نشيند و گرد و غبار سفر خويش را مي زدايد .

انگار اين سروش سالهاست که با من و تو آشناست و همه را فرا مي خواند به عشق و ايمان و مستي.


بانگ نجات از بيداد و رهايي از ستم ، بانگ خروشيدن بر ناپاکي و اميد رسيدن به تمام خوبي ها، زمزمه زدودن

اشک غربت و بي مهري از دامان يتيمان و پر نمودن سفره تمامي مستمندان.

فريادي براي استمداد از براي ساختن آنجا که شايد دنيايش بناميم.


بايد براي پاک کردن سينه گرفته از غبار گناه اين دنيا ياري بگيريم

آيا مرهمي بر دل دردمند ضعيفان
يافت مي شود ؟

 آنگاه که جز تحمل ستم و بيداد ظالمان گريزي بر تن نحيف خويش نمي يابند.

آنگاه  که از درون جانشان فرياد بر مي آوردند و از آن يگانه دادار هميشه بيدار ياري مي جويند و دل خويش را به

وعده راستينش آرام مي نمايند.



آري . . .

 ما منتظريم بر عبور زمان از گذر تاريخ و رسيدن به آن لحظه موعود .

مي شود باشيم و ببينيم که نغمه سراي آن سروش مي آيد و اين همه بيداد را
پايان مي دهد ؟

لختي صبر شايد لازم آيد براي درک اين افق بلند انتظار ،

براي رسيدن به آن معنا که ما هستيم و خواهيم بود تا جاودانه تاريخ و تا ابد هر چند استخوان هايمان گرفتار

خاک گردند.



به قلم : سپيده دم . یکشنبه 3 شهریور1387 .
        


دل گفت:
از تنهایی به درای و انس با تنهای تنها و واحد واحد پیدا نما و از غریبی در غربتکده دنیا به قرب اعلی راه یاب و پیشانی دل و جبهه جان به سجده دوست کش و پای خویش به رکوع دل ببر تا تشهد شهود و سلام وصال .

این همه را با ریاضت تا ریاض رضوان و روضه جمال جمیل حق حصول نما .

با شهپر عشق و کشتی عقل سلیم بر بحر وجود ، حرکت و پرواز داشته باش و با بالهای حکمت و ایمان تا آستان قدس ربوبی و بارگاه منزه الهی صیرورت کن و به صدرة المنتهی در افق اعلی بر سبیل « دنی فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی » عزیمت کن و با فروغ دوست و فراغ از ماسوای الهی پیدا نما و با فراغت بال و لطافت حال بر بالهای فرشتگان نشین و با براق عشق و رفرف حب الهی به معراج رو .

ای مسافر ابدیت و زائر حرم حق و رهرو منزل عشق و سالک کوی دوست و واله روی یار و شیفته رایحه رحمان و شیدای شهد شهود ! ای برون رفته از خود چون آتش از دود ! ای سلطان غم و ملک درد و عرش سبحانی !
به تسبیح و تحمید و تهلیل و تکبیر تا اوج افلاک و ملا اعلی پر کش و مرغ غزلخوان فراق را تاآشیانه وصالش از شاخسار طیبه توحید که عصاره شریعت است برسان .

ای محرم اسرار و یار یار و دلبر دلدار و عاشق معشوف و طالب مطلوب و محب محبوب ، ای یگانه دوران حضور و دردانه مجلس انس و عزیز خلوت خلود و تنهای خاب آباد و صدر نشین خرابات و داور دیر و پیر خانقاه و مرشد میخانه و واعظ مسجد و ناصح منبر ، ای که از دیار دور تا دیر وصول جهیدی و رهیدی و نلغزیدی ، ای که بی تو صفحه زرین و صحیفه رنگین وجودم نقش نقش ها نداشت .

ای دل آزرم دیده و رنجور و دردمند ! بدان که شکستی شایستگی می آورد ، و شکستن شکفتن در پی دارد ، پس ای دل به خال لب دوست گرفتار و عاکف درگه یار و واله رخ دلدار شو که :

چو غنچه بر سرم از کوی او گذشت نسیمی
که پرده از دل خونین ببوی او بدریدم

پس ای انسان که در دامگه حادثه غریب و تنهایی ، ای انیس حضرت حق ، و مونس فرشته فیض و رحمت ، ای مسجد ملائکة الله و ای خلیفه خدا ، و امانتدار محبوب و صفوة معبود و مصطفی حضرت حق و مجتبی رحمن ، باسم الله ، حرکتی آغاز کن و به یک غمزه یار و ناز کرشمه ساقی و عشوه مجموعه گل تحت هدایتهای هادیان ، همت بلند دار ؛ تا از دارالفناء به دارالبقاء و دارالشهادة به دارالشهود صیرورت و رجعت و هجرت نمایی .
 

به قلم : سپيده دم . دوشنبه 30 اردیبهشت1387 .
        

دل گفت :
اذان ِ هجرت در رهیدن از رنج هجران ، و اقامۀ مقیم شدن در کوی دوست ، و نماز عشق و وصال بخوان تا «
عند ملک مقتدر » و « عند ربهم یرزقون » را دریابی و ندای ارجعی با گوش جان شنوی و از جبهه جهاد اکبر شهد شهادت نوشی و به میخانه لقاء و جنت الشهود راه یابی .

دل گفت : حجابها را از میان بردار و ام الوقت و ابن الوقت باش که ناگهان بر گوش جانت آهنگ عزیمت و رجعت خوانند که « انا لله و انا الیه راجعون » و آنگاه ندامت و پشیمانی و افسردگی به جویی نمی ارزد و تو را ناخوانده درس مقصود از کارگاه هستی خواهند برد .

پس با زمزمۀ « قو علی خدمتک جوارحی و اشدد علی العزیمة جوانحی . . . . و قلبی بحبک متیّما و لسانی بذکرک لهجا . . . » سیر و سیاحت تا بر یار و دلبر و دلدار داشته باش که :

بر لب بحر فنا منتظریم ای ساقی
فرصتی دان که زلب تا به دهان این همه نیست
 

به قلم : سپيده دم . یکشنبه 29 اردیبهشت1387 .
        

 دل گفت :
آیا به یافتن و مشاهده و دیدار و وصال و لقا پرداخته اید یا به بافتن ، مشافهه ، گفتار و فراق و حرمان ؟

و دل گفت : آیا آیات دلبر و دلدار که هشدار می داد بر : « لم تقولون ما لا تعلمون کبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون » و « اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم و انتم تتلون الکتاب افلا تعقلون » و « ولا تکونوا کالذین نسوالله فانسیهم انفسهم » و . . . را شنیده و در آن بصیرتی و عبرتی آموخته اید ؟
دل گفت : چرا به اشراق نمی اندیشی و به احساس وابسته گشتی ، چرا از جمود ماندن ، ترس و هراس نداری و به جهیدن و رفتن عشق نمی ورزی مگر جانان و جانِ جان نفرمود : ففرّوا الی الله ؟
 

به قلم : سپيده دم . جمعه 27 اردیبهشت1387 .
        

دل گفت :
آیا تاکنون همانطوری که به اشباع نیازهای طبیعی و فیزیکی و جسمانی پرداخته اید ، به اشباع نیازهای روحانی و معنوی نیز اهتمام ورزیده اید ؟
آیا این همه وسوسه که در خوراک جسم دارید در اکل و شرب جان هم دارید ؟
آیا روح عطشان و زمین کویری دل را از شراب طهور و می ناب و ماء معین سیراب و احیاء کرده اید ؟
آیا خویشتن را شناختید و ساختید ، آیا به حکمت و معرفت و محبت اندیشیدید یا به طبیعت و مادیات و شهوت ، عمر خویش به بی حاصلی و بوالهوسی سپری نموده اید ؟
 

به قلم : سپيده دم . سه شنبه 24 اردیبهشت1387 .
        

دل گفت: 
آیا تا کنون به تعالی ، تکامل ، ترقی ، تصعید و تعریج، فکر نموده اید ؟

آیا عشق به حق و نفرت از باطل را در دارالحیاة خویش ظهور داده اید و به ولایت و برائت یا دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا ‏اندیشیده اید ؟
آیا به حبل متین و عروه وثیق دل، اعتصام جسته اید ؟
آیا شریعت را از شریانهای دل و سرشت آدمی به عرصه وجود و گستره عالم و آفاق هستی کشانده اید ؟
 

به قلم : سپيده دم . یکشنبه 22 اردیبهشت1387 .
        

ای دل ! که دنیایی از زیباییها و کانونی از اسرار و رازهایی ، دمی با ما به نجوا بنشین و حافظ ما در پرتگاه طبیعت و ورطه ناسوت باش . که ما طالب صعودیم نه خواهان سقوط . . . حال نجوای دل را بشنویم و ارشادات و اشارات آن را دریابیم و از نهانخانه دل و اسرار خانه جان حکایات و هدایت هایی را بشنویم و آویزه گوش و نصب العین خویش قرار دهیم که فطرت ، معصوم و دل مصون از خطاست که چه شکوه آفرین و روح فزاست شنفتن ندای دل و گوش جان به ناله های دل دادن که :

 سخن نخست

دل گفت :

آیا تا کنون شده است سری به سرای ما بزنید و از عالم برون و نشئه جسم خارج شوید و پرده ها و حجابها را بردارید و کشف القطاء نموده با چشمی روشن حقایق را ببینید ؟

آیا شده بر سفره صفیر دل بنشینید ، و از مائده های عرشی آن بهره گیرید و جانی دیگر یابید ؟

آیا به معرفت دل و محبت دل و عتق و تنزیه دل از دلبرهای افول کننده و محبوبهای اعتباری آن اندیشیده اید؟

آیا حیات و زندگی را بر مسیر دل نهاده ای یا اهواء و امیال که افئدتهم هوی ؟

آیا به نقوش دفتر دل که به دست نقاش ازلی صورت یافته نگریسته ای ؟

آیا در آیه « و فی انفسکم افلا تبصرون » و کریمه « سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی تبین لهم انه الحق » و « علیکم انفسکم » تأمل و تعمق نموده اید؟

که :

« ان ذلک لذکری لمن کان له قلب او القی السمع و هو شهید »


به قلم : سپيده دم . شنبه 21 اردیبهشت1387 .
        

یامحمد(ص) ! مدام بر ما مبعوث باش :

جان پیش تو هر ساعت ؛ می ریزد و می روید            از بهر یکی جان کس ، چون با تو سخن گوید ؟

هر جا که نهی پائی ، از خاک بروید سر                   وز بهر یکی سر ، دست از تو کجا شوید ؟

روزی که بپرّد جان از لذت بوی تو                           جان داند و جان داند ، کز دوست چه می بوید ؟

[ادامه مطلب]

به قلم : سپيده دم . دوشنبه 26 فروردین1387 .
        


ای پروردگار من !
چقدر در اشتیاق دیدار تو توأم و چه امید بزرگی به پاداش تو دارم . تو لطیفی ، در درگاه تو ناامیدی را راه نیست . تو مایه دلگرمی همه آنانی که به تو امیدی استوار دارند . با وجود تو هیچ ناکامی ای در پندار نمی آید .
تو تمنای همه آنانی هستی که در آتش  اشتیاق تو می سوزند .

پروردگارا !
من اگر شایسته تو نیستم و کردارم مرا به تو نزدیک نمی کند باری ، این ناتوانی من است که مرا به اعتراف گناهانم وا می دارد و چه نیک است که تو ببخشایی ، که هیچ کس چونان تو بخشنده نیست .
و چه دشوار است که تو مجازات کنی ، که هیچ کس چونان تو در اجرای آن عادل نیست .
اشکهایم فرو می چکند ؛ آن گاه که روحم را می نگرم و برای روحم اگر به ابتهاج در نرسد .

پروردگارا !
نگذار که ایمانم فرو ریزد .در تمام روزگاران زندگی ام . و مپسند که این ریسمان پس از مرگم بریده شود و مرا از بزرگواری تو دور سازد .
امید دارم که رحمتش در تمام روزهای زندگی ام همنشین من بوده ، بخشندگی اش در ساعت مرگ همراهم باشد .


آه ای پروردگار من!
چگونه می توانم از زیبایی دیدار تو پس از مرگم ناامید شوم حال آنکه تویی که در سراسر زندگی ام جز خوبی به من نبخشیده ای ؟
پروردگارم ! اگر  گناهانم مرا به التهاب ترس درانداخته اند حالیا عشقم موجب نزدیکی به تو شده است .


پروردگارا !
اگر به سبب وجود گناهانم نبود ؛ از تنبیه تو هراسی نداشتم و اگر سخاوت تو را نمی شناختم به پاداش تو امید نمی بستم .
الهی کیف ادعوک و أنا أنا و کیف اقطع رجائی منک و أنت أنت . . .


به قلم : سپيده دم . چهارشنبه 24 بهمن1386 .
        

يك‏بار ديگر مژگان ادراك را به تلاطم در آوريم و با تعقّلى عاشقانه تماشا كنيم كه در همه سوى زمين پنجره‏هايى رو به خدا مهياست.
پس بايد آن‏ها را گشود و به افق كبريايى سلام كرد.
بر همه جاى خاك، باران لاهوت مى‏بارد.
 بايد سقف‏هاى فاصله را شكافت و بر نزول رحمت خدايى سلام داد؛ زيرا نگاه رئوفانه بهترين مهربان هستى و امام عطوفت‏ها در همه صحن‏ها، رواق‏ها و لحظه‏هاى آفرينش جريان دارد.

بايد به زيباترين منظر جبروتى سلام داد و فرشتگانى را كه فوج فوج از سينه آسمان نازل مى‏شوند و دعاى ظهورش را صعود مى‏دهند، تماشا كرد.
آرى، به زودى در ناگهانى اعجازانگيز توفانى به وسعت زيباترين حادثه‏ها خاك را در مى‏نوردد و زمين آنچه تا كنون ناگرفتنى مى‏نمود، در مى‏يابد.
 آنگاه انسان ناديدنى‏ها را مى‏بيند؛ ناشنيدنى‏ها را مى‏شنود و به آنچه دست نيافتنى مى‏نمايد، دست مى‏يابد.
به زودى سفينه آسمان پيماى ظهور را به پيشواز قدوم آفتابى‏اش خواهيم فرستاد، همراه با دعوت نامه « عهد » كه در ذيل اعتراف نامه « كميل » نوشتيم و مُهر « جوشن كبير » بر پايانش نهاديم.
 منتظريم همين امروز و فردا در فرودگاه وحى « كعبه مقدس » فرود آيد و ما را اجازه عروج دهد.
منتظريم به جامعه تدين خويش گام نهد و با حنجره على اصغر، براى ما زيارت جامعه كبيره بخواند.
« انتظار » انگشترى گرانبها است كه عالم امكان برانگشت‏هاى خسته من و تو هديه كرده است.
سلام بر انتظار؛ انتظارى كه به زودى اجابت خواهد شد و در پرتو آن دروازه‏هاى آسمان به روى ادراك گشوده مى‏شود تا منتهاى سبز عرفان را دريابد.
سلام بر « الست » و عهد عاشقانه‏اى كه با معشوق ازلى بسته‏ايم.


به قلم : سپيده دم . دوشنبه 28 آبان1386 .
        

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ۞ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ ۞ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ  ۞ تَنَزَّلُ

الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ ۞ سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ ۞

به نام خداوند بخشاینده مهربان
ما آن قرآن را در شب قدر نازل کردیم ۞ و تو چه میدانی شب قدر چیست ؟ ۞  شب قدر بهتر از هزار ماه است ۞ فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان از هر امری نازل می شوند ۞ این شب تا طلوع صبح رحمت و سلامت است ۞

ای پروردگار شب قدر و مقررکننده آن بهتر از هزار ماه و پروردگار شب و روز و کوهها و دریاها و تاریکیها و روشنایی ها و زمین و آسمان !
یـٰا بـٰارِیءُ یـٰا مُصَوَّرُ یـٰا حَنّـٰانُ و یـٰا مَنّـٰانُ یـٰا الله  یـٰا رَحـْمـٰانُ یـٰا الله یـٰا  قَیُّومُ یـٰا  الله و یـٰا  بَدیـعُ یـٰا  الله وَ یـٰا  الله و یـٰا  الله
ای پدید آورنده ! ای مصور ! ای پرمهر ! ای بسیـٰا ر بخشنده !  ای خدا ! ای پاینده ! ای خدا ! ای ایجاد کننده ! ای خدا . . .
بهترین نامهای نیک و نمونه های والا و بزرگواریها و نعمت ها برای توست
از تو می خواهم اینکه بر محمد (ص) و آل محمد (ص) رحمت فرستی و نام مرا در این لیالی از زمره سعادتمندان  و روحم را با شهیدان و نیکی هایم را در علّیین قرار دهی و بدیهایم را آمرزیده و اینکه به من یقینی را ببخشی که دلپذیر باشد و ایمانی که تردید و دودلی را از قلبم بزداید و مرا به آنچه  بهره و نصیبم کرده ای راضی کنی و به ما در دنیا و آخرت حسنه عطا کن و ما را از عذاب آتش سوزان دور نگه دار و در این ماه یادت ، شکرت و میل به درگاهت ، بازگشت و توبه و توفیق بدانچه که محمد (ص) و آل محمد (ص)  را موفق کرده ای ـ که درود و سلام تو بر او و خاندانش باد ـ به من روزی کن !
 

آمین یا رب العالمین


به قلم : سپيده دم . پنجشنبه 12 مهر1386 .
        



اَلّلهُمَّ رَبَّ شَهـْرِ رَمَضـٰانَ الـَّذي اَنـْزَلتَ فیهِ الـْقـُرآنَ وَ افـْتَرَضـْتَ عَلیٰ عِبـٰادِکَ فیهِ الصِّیامَ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقـْني حَجَّ بَیـْتِکَ الـْحَرٰامِ فی عـٰامي ﻫـٰذٰا وَ في کُلِّ عـٰامٍ وَ اغـْفِرلي تِلـْکَ الذ ُّنُوبَ العِظـٰامَ فَاِنَّهُ لایَغـْفِرُهـٰا غَیـْرُکَ یـٰا رَحـْمـٰنُ یـٰا عَلّامُ

خدایا !
ای پروردگار ِ ماه رمضان ، که در آن قرآن نازل کردی
و در آن ماه بر بندگانت روزه را واجب کردی بر محمد(ص) و آل محمد(ص) درود فرست
و زیارت حج بیت الله الحرام را در این سال و هر سال بر ما روزی فرما !
و ما را از آن گناه بزرگی که در آنها کسی را نیامرزی ، بیامرز !
ای بخشاینده بسیار دانا !

**************

تو بخشنده باشی و بخشایش کنی ، و تویی که در بخشش و بخشایش خویش بر هیچکس حرمان و ناکامی روا نداری ؛ مگذار که آبرویم به خاک خفت فرو ریزد ، و روا مدار که از علو عزت فرو افتم .
آبرویم را از زنگ خفت و خواری ایمن دار ، و پرده حرمتم را با چنگال فقر مدران .
آن کسان که دست حاجت پیش تو می آورند ، نومید نمانند و گمراهانی که در پرتو چراغ هدایت تو به راه افتند ، به کمال مطلوب رسند .
می ترسم از اینکه نومید از خوان کرم تو دست تمنا به سوی دیگران پیش ببرم و از غم تنهایی به دامن این و آن پناه آورم .


وَ اُبـْتُلي بِحَمـْدِ مَنْ اَعـْطـٰاني ، وَ أَفـْتَتَنَ بِذَمِّ مَنْ مَنَعي ؛ وَ اَنـْتَ مِنْ وَرٰاءِ ذٰلِکَ کُلِّهِ وَلِیُّ الـْاِعـْطـٰاءِ وَ الـْمِنع ِ .
اِنَّکَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ


به قلم : سپيده دم . دوشنبه 19 شهریور1386 .