تبليغاتX
در سپيده دم خيال





" الهی ان کان قل زادی فی المسیر الیک فلقد حسن الظنی باالتوکل علیک "









درباره نگارنده    



کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را ؟

کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را ؟

از دل نرفته ای که شوم طالب حضور

پنهان نبوده ای که هویدا کنم تو را



جویبار عمر   


ایران


     


   

فهرست اصلی   

صفحه نخست   
تماس با نویسنده   
آرشیو وبلاگ   

اضافه به علاقمندی ها   
صفحه خانگی شود    



موضوعات   


حدیث دل   
در انتظار ظهور   
در مکتب عشق   
میلاد نور   
غروب نجم   

آخرین نوشته ها   

كوكب ولايت   
سپيده   
روح آفرينش   
عطر فردوس   
روزنۀ امید   
مولود کعبه   
وظایف حاکم از نظر حضرت علي علیه السلام   
ضربان بهار   
سوگنامه محبوبه خدا   
یاس کبود   
بشارت   
ربيع القلوب   
طبيب دردها   
شهادت عشق   
غریب خراسان   
سرو سبز پوش   
انتظار   
آخرین منزل   
اميد زمان   
سوگ حقیقت   
اشک مشک   
محرم : ماهی به رنگ عشق   
یلدا   
سلطان شهر " لافتی "   
باران عشق   
یادگار آب   
تبسم آدینه   
ماهِ آسمان جود   
لواي سبز او   
سلطان سریر ارتضا   

**فهرست همه نوشته ها**

نوشته های پیشین   


آبان 1388   
مهر 1388   
مرداد 1388   
تیر 1388   
خرداد 1388   
اردیبهشت 1388   
فروردین 1388   
اسفند 1387   
بهمن 1387   
دی 1387   
آذر 1387   
آبان 1387   
مهر 1387   
شهریور 1387   
مرداد 1387   
تیر 1387   
خرداد 1387   
اردیبهشت 1387   
فروردین 1387   
اسفند 1386   
بهمن 1386   
دی 1386   
آذر 1386   
آبان 1386   
مهر 1386   
شهریور 1386   
مرداد 1386   
تیر 1386   
خرداد 1386   
اردیبهشت 1386   
فروردین 1386   
اسفند 1385   
بهمن 1385   
دی 1385   
آذر 1385   
آبان 1385   

پیوندها   

در سپیده دم خیال   
موعود   
حضوری آهسته   
لا لقاء بلا فراق   
مهر   
آب و آیینه   
بدون مرز   
طریق نور   
بانوی شبگرد   
در کوچه باغ ملکوت   
لینک باکس مذهبی   
لینک باکس مذهبی یاغریب   


POWERED BY
BLOGFA.COM


   

 غروب و مستی و پیمانه های آخر بود          به کام خشک شهیدان شراب کوثر بود
به روی خاک، تن باغبان در آرامش          تمام دشت پر از لاله
های پرپر بود

***************************************

سـری بـه نیـزه بلند است در برابر زینب          خدا کند که نباشد سر برادر زینب
نه مرکبی نه رکابی، امان ز ناقه ی عریان      چـرا دوبـاره نیامـد امیـر لشکر زینب
نه قوتی نه توانی میان آن همه دشمــن    نه مرهمی که نشیند به قلب مضطر زینب

************************************

سلام بر تو که ام المصائبت خوانند               تویی که غم از ازل در دلت اقامت داشت
سلام بر تو و بر هر زنی که از آغاز               به پاس پیروی ات از حجاب زینب داشت
تو آن یگانه اسیری که در چهل منزل            به دوش خسته خود کوهی از رشادت داشت
تو آفتاب حقیقت شدی به بزم یزید             کـه سعی بیهـوده در محـو واقعیت داشت

************************************ 


شام غریبان است و شب همنوایی با زینب (س)


به قلم : سپيده دم . شنبه 29 دی1386 .
        

 سلام بر حسین (ع)

و سلام بر محرم الحرام

السلام علیک یا اباعبدالله وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهارولا جعله الله آخرالعهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین وعلی اولاد الحسین وعلی اصحاب الحسین

سلام بر محرم
سلام بر محرم ، سلام بر ماه غم ، سلام بر طلیعه حزن و ماتم .
سلام بر حسین(ع) ، سلام بر خون خدا ، سلام بر سبط مصطفی(ص) ، سلام بر زاده علی
(ع) و زهرا(س) .
سلام بر کربلا ، سلام بر کویر تفتیده تشنه خون ، سلام بر صحنه تجلی عشق الله ، سلام بر سرزمین بلا .
سلام بر زینب
(س) ، سلام بر دختر علی(ع) ، سلام بر ظفرمند عرصه دلدادگی ، سلام بر غیرت آموز مکتب حسین(ع).

ماه آغازین سال هجری قمری! و ماهی که آغازش با عشق به فنا شدن در راه خدا است.

محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست!

ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است.

ای ماه خدا!

در تقویم دل ما خاطره هیچ ماهی به سرخی تو نیست!

سلام خدا بر تو و بر ستارگانی که بر گردت حلقه زده اند!

و سلام خدا بر خورشید فروزانی که در خود جای داده ای!

سپیده صبح محرم سرزد و دل هزاران عاشق حسین (ع) به خروش برآمد .

سالی نو رسید و حجاب ظلمت و غفلت به تجلی حسینی دریده شد.

دریغا که خون حسین(ع) و اشک یتیمان و رعد صدای زینب(س) ، دل در تکاپو نیندازد و زنگار از قلب نزداید.

هان! محرم آمد و صدای "هل من ناصر" حسین(ع) در صحرای کربلا نه که در تمام زوایای عالم پیچید.

زهره در تکاپو آمد و کیهان را غیرت درگرفت.

آیا یاوری هست؟

آیا دین را نزد مسلمانان بهایی هست؟

آیا خون خدا را می توان به خونخواهی برنخواست؟

آیا در ظلمتکده ای چنین رنگین و صحنه ای چنین مرصع و بازاری چنین آباد از متاع عشق و غیرت و آزادگی چیزی یافت می شود؟

از نگرانی برای دین خبری هست؟ که اگر نیست شما را با حسین (ع) چه کار؟

محرم جلوه عشق حضرت حق و رسیدن به مقام "راضیه مرضیه" است. حسین بن علی(ع) با لشکری از نور به قلب شب زد تا دلدادگی خود به حضرت دوست و دلسوزی برای اسلام عزیز را به تصویر کشد.  مگر نه این است که در خانه نشستن برایش میسور بود و رسیدن به همه مقامات و متاعات مقدور ؟

اما هیهات که کاخ ظلم سربرافرازد و فرزند علی(ع) ساکت بماند. همان علی(ع) که اشک یتیم را تاب نمی آورد و بی مروتی را به نظاره نمی نشست. حسین (ع) همان علی(ع) است با یارانی با وفا و خاندانی از جان گذشته که رحل اقامت در مسلخ عشق دوست انداختند و جان شیرین برایش باختند.


ای ماه خون!

بار دیگر از راه می‌رسی و با نسیم گرم کربلایی ، قصه آلاله های سرخ را به گوش جان می رسانی.

دوباره سکوت تاریخ را درهم می شکنی و بغض ناله را از تنگنای حنجره ها آزاد می کنی .

بانگ چاووش کاروانت به گوش می رسد و شیدائیان را دوباره به مهمانی شور و حماسه فرا می خواند و جان عشاق را از جام گریه سرمست می‌کند .

محرم راز دل بلاجویان و حرم مصفای اهل دل است.

محرم نقطه پرگار اهل ولایت، محرم کتاب خون و شهادت، شور و شعور و کتاب عشق و شکوه شقایق شیدایی و کتاب غلبه نور بر ظلمت و جهل و نادانی است.

محرم ماه حماسه و شجاعت و جوانمردی، ماه ظلم ستیزی و مبارزه با تبعیض و ذلت است. محرم ماه امر به معروف و نهی از منکر و جمیع منکرات است.


محرم فرصتی است تا عاشورایی شویم و عاشورایی بمانیم. دست به دامان حسین زنیم و تا ماورای هستی به پرواز درآییم. از غیرت زینب درس گرفته و نوامیس خویش را از عطر حیای دختر علی معطر بخواهیم .

بی شک صدای مظلومیت حسین بن علی(ع) همیشه تاریخ در گوش جهانیان طنین افکن است و یزیدیان را به هراس می افکند . آنانکه به این صوت الهی لبیک گویند و ندای "یالیتنی کنت معکم" سردهند از تبار عاشورا خواهند بود .


به قلم : سپيده دم . یکشنبه 16 دی1386 .
        

 

شعله ور گشته جهان ، اندیشه احرار هم

خاکدان غلطیده در خون ، گنبد دوار هم

غرق در خوناب دل شد آسمان نیلگون

عابد و دردی کش و دیوانه و هشیار هم

همچون نوری پرکشید او در مسیر آفتاب

دوستان سوزند جان در فرقتش ، اغیار هم

بعد از او یکدم مبادا شوق ماندن در جهان

بی رخش سهل است مردن ، زندگی دشوار هم

راه بنما بر دلم ای قافله سالار عشق

سخت محتاجم به صبر و یاوری غمخوار هم

اربعین است و من و دریای رنجی بیکران

ناله می بارد هم ز شعر و کینه مختار هم


به قلم : سپيده دم . شنبه 19 اسفند1385 .
        

خيمه حسين (ع)، كجا برپاست ؟


« حسين ‏» زيباترين نامى است كه در شناسنامه بشر نوشته‏اند،

در پهندشت آفرينش انسان، سه پرده نمايش جاودانه از اسرار خلقت تصوير كرده‏اند:

1- عصيان آدم در بهشت و هبوط او به طبيعت ‏خاكى؛ كه آغاز كارزار هماره تاريخى هابيل و قابيل است.

2- بعثت انسان و ختم رسالت؛ كه مدرسه معراج دوباره آدمى است.

3- و " عاشورا"؛ كه صحنه نمايش فراگير و فشرده تماميت كارزار خوبى و بدى است. عاشورا عرصه اثبات ظفرمندى انسان خداگونه بر سپاه ابليس است؛ پرده‏اى است كه در آن عينيت عروج، و حقيقت معراج را تصوير كرده‏اند.

و "حسين" روح زيباى خداگونگى انسان است؛ ثارالله است.

آل عصمت هرگز بى دليل، حسين را وارث آدم، وارث نوح و ابراهيم و موسى، وارث عيسى و محمد، لقب نداده‏اند.

"حسين" زيباترين نامى است كه در شناسنامه بشر نوشته‏اند.

"حسين" تفسير بعثت، ترجمان نبوت و معناى امامت است.

سينه "حسين" جلوه گاه نور هدايت نبى؛ و شمشيرش ذوالفقار عدالت على است.

اين مرام و منطق "حسين"است ، كه آزادگى را تفسير مى‏كند. و آن فريادى كه از زبان او، هر دم در گوش زمانه مى‏پيچد، نداى همه مظلومان تاريخ است.

اگر "حسين" نمى‏بود، در دو راهي هاى دائمى انتخاب انسان - كه در سرنوشت‏ بشر تقدير كرده‏اند - چه كسى قافله‏هاى گمشده را هدايت مى‏كرد؟

از آن روز كه "خون خدا" در اوج بيداد عصر ستم در صحراى گرم و عطشناك نينوا بر زمين ريخته شد، "عاشورا" ديگر "دهم" نيست؛ آغاز و انجام است. زمان نيست؛ بستر زمانه است، فرهنگ است، اصالت است. "عاشورا" تداوم رسالت انسان در پهنه خلقت است. و مدينه فرهنگ و تمدن خدايى عاشورا را شهرى است مقدس به نام " كربلا ". و سرتاسر زمين خدا كربلاست.

هان ‏اى حسينيان، خيمه‏هاى عشق و عزا برپا داريد و نغمه‏هاى شور شهادت سر دهيد و بر سنج آگاهى و طبل الرحيل بكوبيد كه " محرم"، آغاز هجرت انسان، بهار اصحاب شهادت و فصل لاله‏هاى سرخ و شقايق هاى گلگون، و زمان معراج "وارث آدم" از راه رسيده است.

از آن روز واقعه، هر كس و هر قافله‏اى كه ره مى‏سپارد، بى گمان در دو راهى انتخاب، كاروان حسين را خواهد ديد. پيوستن به اين قافله نور را آدابى است كه بى تشرف به آن، اجازه ورود نمى‏دهند. به حريم كاروان كه رسيدى بايد احرام شهادت بربندى و چون نداى رسا، اما حزين و غريبانه "هل من ناصر" شنيدى بايد لبيك اجابت گويى؛ و اصحاب اين كاروان را پيمان نامه‏اى است‏ به رنگ خون، و به زيبايى وسعت ايمان به نام "شهادت"؛ امضا كه كردى، بيرق سبز علمدار كربلا را بر سر خويش خواهى ديد، و اين عطر بهشت است كه به مشام تو مى‏رسد؛

راه " حسين " كوتاه ترين راه بهشت است.

خون جارى عاشورا تا ابديت در رگ و ريشه آزادگى جارى است. غيرتمندى نيست كه ماجراى آن محشر عظما را بشنود و به احرار جهان نپيوندد. كدام آزاده‏اى است كه وامدار قيام حسين و قيامتى كه هفتاد و دو تن در آن روز واقعه برپا كردند، نباشد؟ و كدامين چشم است كه مرثيه مصيبت آل ثارالله را بشنود و خونابه غم مظلوميت و غربت انسان را از ديدگان فرو نريزد؟

گريه بر حسين، الفباى آداب بيدارى، و علامتى است كه ميل به طهارت روح را گواهى مى‏دهد و اين آغاز كار است. بايد حسينى شد.

هر جا كه قيامى برپا است تا معروفى اقامه شود، "حسين" آنجاست؛ و هر كه بر منكر و ستم نخروشد به كاروان حسين پشت كرده است. "حسين" ميزان سنجش صداقت آدمى است، قبول ولايت ‏حسين، برات آزادى انسان از جهنم پليدي هاست.

هان ! ‏اى حسينيان، خيمه‏هاى عشق و ايمان بر پا داريد و بر سنج آگاهى، و طبل الرحيل بكوبيد كه محرم، آغاز هجرت انسان از راه رسيده است ...


به قلم : سپيده دم . دوشنبه 2 بهمن1385 .