تبليغاتX
در سپيده دم خيال





" الهی ان کان قل زادی فی المسیر الیک فلقد حسن الظنی باالتوکل علیک "









درباره نگارنده    



کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را ؟

کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را ؟

از دل نرفته ای که شوم طالب حضور

پنهان نبوده ای که هویدا کنم تو را



جویبار عمر   


ایران


     


   

فهرست اصلی   

صفحه نخست   
تماس با نویسنده   
آرشیو وبلاگ   

اضافه به علاقمندی ها   
صفحه خانگی شود    



موضوعات   


حدیث دل   
در انتظار ظهور   
در مکتب عشق   
میلاد نور   
غروب نجم   

آخرین نوشته ها   

كوكب ولايت   
سپيده   
روح آفرينش   
عطر فردوس   
روزنۀ امید   
مولود کعبه   
وظایف حاکم از نظر حضرت علي علیه السلام   
ضربان بهار   
سوگنامه محبوبه خدا   
یاس کبود   
بشارت   
ربيع القلوب   
طبيب دردها   
شهادت عشق   
غریب خراسان   
سرو سبز پوش   
انتظار   
آخرین منزل   
اميد زمان   
سوگ حقیقت   
اشک مشک   
محرم : ماهی به رنگ عشق   
یلدا   
سلطان شهر " لافتی "   
باران عشق   
یادگار آب   
تبسم آدینه   
ماهِ آسمان جود   
لواي سبز او   
سلطان سریر ارتضا   

**فهرست همه نوشته ها**

نوشته های پیشین   


آبان 1388   
مهر 1388   
مرداد 1388   
تیر 1388   
خرداد 1388   
اردیبهشت 1388   
فروردین 1388   
اسفند 1387   
بهمن 1387   
دی 1387   
آذر 1387   
آبان 1387   
مهر 1387   
شهریور 1387   
مرداد 1387   
تیر 1387   
خرداد 1387   
اردیبهشت 1387   
فروردین 1387   
اسفند 1386   
بهمن 1386   
دی 1386   
آذر 1386   
آبان 1386   
مهر 1386   
شهریور 1386   
مرداد 1386   
تیر 1386   
خرداد 1386   
اردیبهشت 1386   
فروردین 1386   
اسفند 1385   
بهمن 1385   
دی 1385   
آذر 1385   
آبان 1385   

پیوندها   

در سپیده دم خیال   
موعود   
حضوری آهسته   
لا لقاء بلا فراق   
مهر   
آب و آیینه   
بدون مرز   
طریق نور   
بانوی شبگرد   
در کوچه باغ ملکوت   
لینک باکس مذهبی   
لینک باکس مذهبی یاغریب   


POWERED BY
BLOGFA.COM


   

خوش، آنکه دل به یاد تو رشک چمن شود

زلفت سمن، بهار خطت یاسمن شود

ریزم ز بس به یاد عقیق لبت سرشک

دامن ز کاوش مژه، کان ِیمن شود

جز پرده های دیده یعقوب، باب نیست

پیراهنی که محرم آن گلبدن شود

جز چشم آشنا نتواند سفید شد

در کشوری که یوسف ما را وطن شود

باشد همان به رهگذرت ای نسیم مصر

چشمم اگر سفیدتر از پیرهن شود

خیزد چو گرد شور قیامت ز رهگذر

روزی که ترک غمزه او راهزن شود

در دل نهفته عشق بتان را گذاشتیم

این باده ریختیم به خم تا کهن شود

هر دل که زخمی صف مژگان یار شد

چون شانه محرم سر زلف سخن شود

ساقی به جرعه ریز می پَرتکال را

تا این سفال کهنه بهار ختن شود

نگذاشت دست حادثه در باغ روزگار

شاخی که آشیانه مرغ چمن شود

خواهم تن شکسته سپارم به ارض طوس

گردد چو خاک، خاک ِ در ِ بوالحسن(ع) شود

جان جهان، امام امم، معدن کرم

کز فیض خلق او همه عالم ختن شود

شاها توئی که خسرو خاور غلام تست

نبود روا که تیره مرا انجمن شود

مگذار بیش ازین ز سپهر ستم مدار

جانِ من خسته اسیر محن شود

گردد اگر مدیح نگار تو خامه ام

هر نقطه ای به صفحه غزال ختن شود

آن را که شوق کعبه کویت زجا برد

هر قطره ای در آبله، درّعدن شود

فردا دهم به طره حورانش ارمغان

گردی اگر ز کوی تو عطر کفن شود

نو کرده ام به نام تو دیوان عشق را

تا حشر نام من نتواند کهن شود

آن گاه كه درهاى آسمان گشوده شد و پرتوى از نور رخشان امامت بر زمين تابيد، مژده اى شادي بخش، دلهاى زمينيان را فراگرفت و تاريكناى سلطه گرى و هواپرستى، با زايش رهبرى ربّانى و رهاننده، به رسوايى افتاد.

يازدهم ذى القعده سال 148 هجرى كه امام رئوف ما زاده شد، و على بن موسى الرض ا(ع) به عنوان سرچشمه اى از نيكى و مهربانى و هدايت رخ نمود، پناهگاهى پديد آمد كه خدا پرستان را در خود گرد آورد.

زاد روز آن رهبر هشتمين بر شيفتگان حضرتش خجسته باد.


به قلم : سپيده دم . چهارشنبه 6 آبان1388 .
        

عطر نفس بقیت الله آمد

با جلوه ی سجاد(ع) و ابا الفضل(ع) و حسین(ع)

یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد

بوي گلهاي بهشتي ز فضا مي آيد

عطر فردوس هم آغوش صبا مي آيد

نوگل مصطفوي(ص)، زينت باغ علوي

مظهر پنج تن آل عبا مي آيد

امام سجاد علیه‌السلام فرمود:

در این دنیا سرور مردم، "سخاوتمندان" هستند؛ ولی در قیامت سیّد و سرور مردم، "پرهیزکاران" خواهند بود.


ای صبر و قرار بی قراران، عباس(ع) !

امّید دل امیدواران،عباس(ع) !

دانی که گر از عطش بمیرم

یک قطره ز دیگری نگیرم

ساغر نزنم ز دست هر کس

من دست تو می شناسم و بس

روزی من از خزانه توست

دل، سائل آستانه توست

امشب ز تو بار عام خواهم

دیدار تو و امام خواهم

ميلاد مسعود شفیع المذنبین، حامی دین،

امام حسین بن علی(ع )

و

حضرت ابوالفضل العباس(ع)

و

سيدالساجدين حضرت امام زين العابدين (ع)

بر مسلمين جهان مبارك باد


به قلم : سپيده دم . یکشنبه 4 مرداد1388 .
        

فارغ از هر دو جهانم به گل روی علی (ع)

از خم دوست جوانم به خم موی علی (ع)

***

ولادت مولود کعبه ، مظهر عدالت حضرت علی(ع)

بر همگان 

و

 روز پدر

بر پدران گذشته ، حال و آینده

 مبارک باد


به قلم : سپيده دم . دوشنبه 15 تیر1388 .
        

محمد(ص) می آید .

محمد(ص) در ماه ربیع می آید. و همراه با خود، ربیع قلوب و بهار جان ها و طراوت ایمان را به همراه می آورد .

محمد(ص) می آید .

از نسل ابراهیم(ع) بت شكن ، از سلالۀ پاكان ، از دامن  آمنۀ عفیف ، از مكه معظمه ، از خانۀ خدا ... .

با مشعلی از حق ، فرا دست كه می بینی آتشكدۀ آذرگشسب  با طلوع حضرتش به خاموشی می گراید ، به نشان فرو مردن فروغ دروغین آتش اهورایی ، در جلوه جمال الهی و جلال كبریایی .
و این صبح صادق رسیدن روز را نوید می دهد پس از شب دیجور و ظلمت ظلم ، پس از قرن ها قساوت و سال ها سفاهت .
و با این میلاد ، لرزه و شكاف در كاخ كسری  می افتد ، به نشانه این كه از این پس كعبه كوی عشق است ، و سكوی آزادی . و بنای یادبود عدالت و برابری  و توحید ، و سمبل قیام مردم و قوام امت .

و رمز خضوع فقط در برابر  الله است

نه  در برابر جم ها ، و كی ها ، و كسری ها ، و قیصر ها ، و نه فرعون ها ...

محمد(ص) می آید .

مردی است از تبار پاك ابراهیم ، آخرین حلقه از سلسلۀ نورانی رسولان ، كه همواره مبشران داد و آزادی ، و معلمان اخلاق بودند ، و رابط میان " خالق " و " مخلوق " .

می آید ...
تبر ابراهیم(ع) بر دوش ،
عصای موسی(ع) در دست ،
قلب مسیح (ع) در سینه ،
عزم نوح (ع) در اراده ،
صبر ایوب(ع) در دل ،
زیبایی یوسف (ع) در رخسار،
حكمت لقمان (ع) بر زبان ،
حكومت داود(ع) و سلیمان(ع) ، در سایه قرآن ...

محمد(ص) می آید ...
 
با فرقان ، با آیات، با بینات، با نور، با ذكر، با كتاب، با هدایت، با قرآن ، با بشارت ، با انذار ، با وعد ، با وعید ، ... .

می آید ... تا خنجر خونین كینه توزی ها و تعصب ها را از دست جاهلان جاهلیت زده برگیرد و كتاب و حكمت را ، و لوح فلاح  و سلاح صلاح را به دستشان دهد .

محمد(ص) می آید ...

تا دشمنی ها را به دوستی تبدیل كند و  دل ها را به هم نزدیك سازد  .
تا پراكندگی ها را به وحدت برساند و نیروها و شمشیرها را ، به جای آن كه به روی هم كشیده شود ، برای هم كشیده سازد .
تا به جای برهم بودن ، باهم باشند .

از دیو فرشته بسازد ، و ... از حیوان ، انسان .
از بیگانه ، دوست .
از رها ، بنده .
و از«بنده» آزاده !...

محمد(ص) می آید ...

محمد(ص) از بطن تاریخ و عمق زمان ، در هفدهم ربیع الاول  می آید .

با اخلاقی جذب كننده و برگیرنده و بركشنده و رشد دهنده .
با رفتاری سرشار از تواضع و فروتنی و خاكساری .
با نگاهی لبریز از شرم و عفاف .
با زبانی حقگوی و خداخوان و صادق و فصیح .
با بیانی گرم و گیرا و سحار .
با قلبی نورانی كه چشمه زلال معرفت است .
با دستی كه دوست نواز و دشمن كوب است .
با پایی پویا تر از باد و نستوه تر از كوه .
با چهره ای به خندانی صبح و درخشش خورشید و زیبایی ماه و عصمت عشق .

ماه ربیع الاول است ... بهار نخستین ، و طلوعی نوین .

و ... محمد(ص) می آید ، تا پنجره های گشوده به روی «شب» و «شك» و «شیطان» را ببندد و درهایی را ، فرا روی مردم ، به روی  «روز»و «یقین» و «رحمان» بگشاید .

می آید ...
تا دست های بسته را باز كند .
تا گام های خسته را به آسایش برساند .
تا پاهای دربند را برهاند .
تا گردن های گرفتاران را از زنجیرهای گران آزاد كند .
تا محرومان موحد را علیه مترفین «شك مدار» بشوراند .
تا «سبطیان» را بر ضد «قبطیان» بر انگیزد و از آنان ، «موسی» هایی فرعون ستیز بسازد .
 می آید ...
تا دیده های كور را بینا سازد .
تا خفتگان را بیدار كند .
تا بندگان «دنیا» را ، سروران «آخرت» نماید .
تا افق های دوردست تری را در چشم انداز كوته نظران «نقد اندیش» و «نزدیك بین» به تماشا بگذارد.

می آید ...
از دیار یار با دروازه هایی از علم و عرفان ، و مرجان هایی از آیه و سنت .
می آید ، تا درد «جهل» را با داروی «حكمت» درمان كند .
تا بیماری شرك را با پیام توحید ، شفا بخشد .
تا مردم را از«ستم ادیان» تحریف شده ، به «عدل اسلام» بكشانند ،
تا از  «اطاعت مخلوق» به «طاعت خالق» دعوت كند ،
تا بذر «فضیلت» را در«مزرعه جان» ها بكارد ،
می آید ...

و با آمدنش برای ملت ها حیات می آورد ، و برای مشتاقان ، ارمغانی از معنویت و اخلاق .
آری ...
می آید ....
محمد(ص) می آید ،
تا قلب های خسته بجوشند
تا دست های بسته بكوشند
تا نسل های تشنه و محتاج از زمزم حیات ، بنوشند .
تا چشمه های اشك ، بخشكد از چشم و چهره های یتیمان .
تا غنچه های خنده بروید بر ساحل لب های اسیران .
تا ...

محمد(ص) می آید .

************************************

 

ماه آسمان حقايق

از پشت پرده تا مه من آشكار شد                            ماه و فلك ز مِهر رُخَش شرمسار شد
خورشيد طلعتى است ز نور جمال او                         شش آفتاب از پى او آشكار شد
نور ششم ، امام ششم ، حجّت ششم                   كز پنج حجّت او خلف و يادگار شد
شش حجّت از قفاى وى و پنج او جلو                        او در ميانه مركز هفت و چهار شد
گويند مجتمع نشود ليل با نهار                                آن روى بين كه مجمع ليل و نهار شد
آن فخر ممكنات كه بر جمله كائنات                          مهر ولاى او سبب افتخار شد
سبط رسول ، جعفر صادق(ع) كه ذات او                   مرآت ذات حضرت پروردگار شد
آن مظهر صفات جلال و جمال حقّ                           كز او بناى دين خدا استوار شد
رونق گرفت مذهب و ملّت ز مذهبش                        شرع نبىّ ز همّت او پايدار شد

فر ارسيدن بهار طبيعت به همراه خجسته زاد روز طلوع  با سعادت آخرین مبشر آسمانی
حضرت محمد (صلی الله علیه واله و سلم )
و میلاد ششمین اختر تابناک امامت
حضرت امام جعفر صادق
)
بر همگان  مبارک باد .


به قلم : سپيده دم . شنبه 24 اسفند1387 .
        

روز عید غدیرخم از شریف ترین اعیاد امت من است.  پیامبر اکرم(ص)

*******
خورشید شکفته در غدیر است علی (ع)
باران بهار در کویر است علی (ع)
بر مسند عاشقی شهی بی همتاست
بر ملک محمدی (ص) امیر است علی (ع)




پیوندِ الفت با علی (ع) بستیم از جان یا علی (ع)

ره نیست از ما تا علی (ع)  ما با علی (ع) با ما علی (ع)

مولا علی (ع) مولا علی (ع)


سلطان شهر " لا فتی " مسند فروز " هل اتی "
بحر کَرَم ، کانِ عطا ، در ملک دین یکتا علی (ع)

مولا علی (ع) مولا علی (ع)

شمشیر حق در دست او ، جان‎های عاشق مست او
هستی طفیل هستِ او ، دنیا علی (ع) ، عقبی علی (ع)

مولا علی (ع) مولا علی (ع)


در جمله اقوام عرب ، هم در حسب ، هم در نسب
" من کنت مولی " ای عجب ! زیبد که را  الا علی (ع) ؟

مولا علی (ع) مولا علی (ع)


قول حقیقت را ندا ، هم بر ندای حق صدا
عشقی است او را با خدا ، عشقی است ما را با علی (ع)

مولا علی (ع) مولا علی (ع)


در عالم بالاست او ، سرمایه دنیاست او
دنیا و مافیهاست او ، دنیا و مافیها علی(ع)

مولا علی (ع) مولا علی (ع)



عید کمال دین ، سالروز اتمام نعمت و هنگام اعلان وصایت و ولایت
 
امیرالمومنین علی(ع) بر شیعیان و پیروان ولایت
خجسته باد

به قلم : سپيده دم . دوشنبه 25 آذر1387 .
        

آنجا که حسن خوب تو را فریاد می زنند
دیگر برای عشق و تماشا رقیب نیست
ای عاشقانه تر ز نگاهت مرام تو
هر کس که در کنار تو باشد غریب نیست



از آسمان اول تا آسمان هفتم ، ساکنان حرم ستر و عفاف و ملکوت ، همگی در انتظار می مانند ، تا نقاب از رخ خورشید ولایت بردارند .
آسمان ، آکنده از پرتو جمال جمیل حضرت می شود ، و عرشیان ، ظرافت نام مبارکش را تحسین می کنند ؛ نامی که جوانمردی و کرامت ، مدیون ملاطفت نگاه اوست .
نامش چنان شریف : که عطر " یا جمیل " از آن می تراود و یادش چنان عظیم : که تعظیم دل ها را به همراه دارد .

می آید از سمت بهشت جاودان ؛ عطر ولایت .
می آید از آن سوی عمق کهکشان ، نور امامت .
می آید از ژرفای آبی عطوفت !

می آید از محراب عرفانی مشرق ، آکنده از عطر تبسم طاها !
شور دعا پیچیده در عطر صدایش
نور بقا پاشیده بر مهد صفایش

بس که رضایت ، در نگاهش خانه کرده
نامیده حق ـ الحق چه زیبا هم ـ رضایش!
آکنده از عطر پیمبر (ص)، بوی مکه !

سرشار از عطر علی (ع)، انوار کعبه !
لبریز از یاد خدیجه ، عطر زهرا(س) !
همراه با عشق حسن (ع) و شور حسین (ع) است !

می آید او غرق نیایش های سبز سجاد (ع) !
می آید او غرق شهود علم باقر(ع) !
می آید او مثل شگفتی ها ، کنار علم صادق (ع) !

می آید او آکنده از اسرار سختی های کاظم (ع) !
می آید صبور و شکیبا ، آکنده از تبسم و لبریز از عشق !
می آید رضای خویش را به قضای الهی پیوند دهد .

او سلطان سریر ارتضا ، حضرت رضا(ع) ست !

میلادت مبارک یا ثامن الحجج !

 

به قلم : سپيده دم . دوشنبه 20 آبان1387 .
        

زمین قم شد روشن از آن به غیب شهود

ز آفتاب قیامت غمی نخواهد بود




تاريخ چشم به راه فاطمه اي ديگر است.


انتظار به سر مي آيد و شميم دلنوازي، خانه خورشيد را فرا ميگيرد.

خنكاي حضور دوباره فاطمه (س) در فضاي مدينه جاري مي شود و كوثر فاطمي، جوشيدن ميگيرد.

 به كوچه باغهاي حرم تو پناه مي آورم و در سايه سار ملكوتي آن، نفسي تازه مي نمايم.

كنار نهر استجابت مي نشينم و قطره اي مي شوم در آبي زلال اشك هاي زائرانت.

ضريح نوراني ات را در آغوش ميگيرم و از بين شبكه هاي آن، مزار مطهر تو را تماشا مي كنم.

آيا به اين سادگي به زيارت تو آمده ام! تو كه زيارتت، همسان زيارت ياس گمشده مدينه است!




بي شک اهل بيت پيامبر (ص) چهره هاي پرفروغي به جهانيان عرضه کرده اند و نامشان مانند ستارگان درخشان در آسمان فضايل مي درخشد.
درخشان ترين ستاره در ميان بانوان هفتمين منظومه ولايت، فاطمه فرزند پاکيزه موسي بن جعفر(ع) است؛ بانويي که سالهاست تشنگان معرفت از حريمش، زلال ايمان مي نوشند و عارفان با گذر بر زندگي فرزانه اش و درک لحظه هاي آسماني شدنش، درهاي عروج را به روي خود مي گشايند و بوي وصال را در گستره زمين منتشر مي سازند.

ولادت با سعادت كوثر هميشه جاري كوير قم ، "حضرت فاطمه معصومه(س ) " مبارک


به قلم : سپيده دم . جمعه 10 آبان1387 .
        



عید آمد و عید آمد و آن بخت سعید آمد
بر گیر و دهل می زن کان ماه پدید آمد

عید آمد ای مجنون، غلغل شنو از گردون
کان معتمد سدره از عرش مجید آمد

عید آمد ره جویان ، رقصان و غزل گویان
کان قیصر مه رویان ، زان " قصر مشید" آمد

صد معدن دانایی مجنون شد و سودایی
کان خوبی و زیبایی بی مثل و ندید آمد

زان قدرت پیوستن ، داود نبی (ع) مستش
تا موم کند دستش ، گر سنگ و حدید آمد

عید آمد و ما بی او عیدیم بیا تا ما
بر عید زنیم این دم کان خوان و ثرید آمد

زو زهر شکر گردد، زو ابر قمر گردد
زو تازه و تر گردد هرجا که قدید آمد

برخیز و به میدان رو ، در حلقه رندان رو
رو جانب مهمان رو کز راه بعید آمد

غمهاش همه شادی ، بندش همه آزادی
یک دانه بُد و دادی ، صد باغ مزید آمد

من بنده آن شرقم ، در نعمت آن غرقم
جز نعمت پاک او منحوس و پلید آمد

بگذشت مه روزه ، عید آمد و عید آمد
بگذشت شب هجران ، معشوق پدید آمد





صدای پای عید می آید و دل مومن بر سر دو راهی آمدن عید رمضان و رفتن ماه رمضان بلا تکلیف است، از آمدن آن یکی دلشاد باشد یا از رفتن این یکی محزون؟
عید فطر پاک ترین و عیدترین عیدهاست چرا که پاداش یک ماه عبادت و شست و شوی جان در نهر پاک رمضان است.
عید فطر، عید پایان یافتن رمضان نیست، عید برآمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است، چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد می شود.
رمضان کوره ایی است که هستی انسان را می سوزاند و آدمی نو با جانی تازه از آن سر بر می آورد .
فطر شادی و دست افشانی بر رفتن رمضان نیست ، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است.
بناست که رمضان با سحرها و افطارهایش ، با شبهای قدر و مناجات هایش از ما آدمی دیگر بسازد .
اگر درعید فطر درنیابیم که از نو متولد شده ایم، اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم، عید فطرعید ما نیست .
از اینروست که در دعای قنوت نماز عید فطر می خوانیم :

«... اسئلك بحق هذا الیوم الذى جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلى الله علیه وآله ذخرا و شرفا و كرامة و مزیدا ان تصلى على محمد وآل محمد وان تدخلنى فى كل خیرادخلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك علیه و علیهم اللهم انى اسالك خیر ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون.‏»

بارالها!
به حق این روزى كه آن را براى مسلمانان عید و براى محمد (ص) ذخیره و شرافت و كرامت و فضیلت قرار دادى


از تو مى‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خیرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و ازهر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى،

درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، ازتو مى‏طلبم آنچه بندگان شایسته‏ات از تو خواستند و به تو پناه مى‏برم از آنچه بندگان خالصت ‏به تو پناه بردند.

در صحیفه سجادیه نیز دعایى از امام سجاد(ع) به مناسبت وداع ماه مبارك رمضان و استقبال عید سعید فطر وارد شده است:

« اللهم صل على محمد و آله و اجبر مصیبتنا بشهرنا و بارك لنا فى یوم عیدنا و فطرنا و اجعله من خیر یوم مرّ علینا، اجلبه لعفو و امحاه لذنب واغفرلنا ما خفى من ذنوبنا وما علن ...
اللهم انا نتوب الیك فى یوم فطرنا الذى جعلته للمؤمنین عیدا و سرورا و لاهل ملتك مجمعا و محتشدا، من كل ذنب اذنبناه او سوء اسلفناه او خاطر شرّ اضمرناه توبة من لا ینطوى على رجوع الى.»

پروردگارا!

بر محمد وآل محمد درود فرست و مصیبت ما را در این ماه جبران كن و روز فطر را بر ما عیدى مبارك و خجسته بگردان و آن را از بهترین روزهایى قرار ده كه بر ما گذشته است
كه در این روز بیشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشوئى و خداوندا بر ما ببخشایى آنچه در پنهان و آشكارا گناه کرده ایم ...

خداوندا!
دراین روزعید فطرمان كه براى مؤمنان روزعید و خوشحالى و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمائى قراردادى؛
ازهر گناهى كه مرتكب شده‏ایم و هر كار بدى كه كرده‏ایم وهر نیت ناشایسته‏اى كه در ضمیرمان نقش بسته است ‏به سوى تو باز مى‏گردیم و توبه مى‏كنیم،

توبه‏اى كه در آن بازگشت ‏به گناه هرگز نباشد و بازگشتى كه در آن هرگز روى آوردن به معصیت نباشد.

بارالها!

این عید را بر تمام مؤمنان مبارك گردان و در این روز، ما را توفیق بازگشت ‏به سویت و توبه ازگناهان عطا فرما.»



عید فطر صحنه ای از قیامت

حضرت علی (ع)در خطبه ای  این روز را به قیامت تشبیه فرموده :

ای مردم!
این روز شما ، روزی است که نیکوکاران در آن پاداش می گیرند و زیانکاران و تبهکاران در آن مأیوس و نا امید می گردند.
دنیا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جایزه برندگان این مسابقه و جهنم جزای بازماندگان است .
(عید فطر) شبیه ترین روز به روز قیامت است.
چون در قیامت عده ای که زیانکارند ، تأسف می خورند و غضبناک می گردند و عده ای که نیکوکارند رستگار و متنعم به نعمت های الهی می شوند .
وقتی از منازلتان برای خواندن نماز عید خارج می شوید ، به یاد آورید زمانی را که از منزل بدن خود خارج شده و به سوی خدای خود خواهید رفت .
وقتی در جایگاه نماز خود می ایستید به یاد آورید زمانی را که در محضر عدل الهی می ایستید و از شما حسابرسی می کنند.
وقتی از نماز به منازلتان بر می گردید به یاد آورید زمانی را که به منازل خود در بهشت خواهید رفت .
ای بندگان خدا!

کمترین چیزی که به زنان و مردان روزه دار داده می شود این است که فرشته ای در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا می دهد:

 "هان!بشارتتان باد، ای بندگان خدا که گناهان گذشته تان آمرزیده شد، پس به فکر آینده خویش باشید که چگونه باقی ایام را بگذرانید ."


فرا رسیدن عید سعید فطر ، روز اداء فطریه عاشقی
 بر همگان مبارک

 

به قلم : سپيده دم . سه شنبه 9 مهر1387 .
        



سلام بر نیمه شعبان و مولودش

انتظار چه سخت است و منتظران در سختی ، اما امیدوار.

چون شعبان فرا می رسد امید چشم به راهان بیشتر و سختی انتظار شیرین تر می گردد . شعبان طراوت نسیم ظهور را دارد و نوید پایان شب هجران.

 مهدي (عج ) جان!

به روسياهي‌ ما نگاه نکن و به دستهاي ما که خالي و گنهکارند .

قلبمان را ببين که هر روز ، صبح و شام تو را مي‌خوانند.

تو خواهى آمد و ياس‏ها و نيلوفرهاى سركش‏ را به دعوت خواهى خواند و حضور تو تسلاى دل ياس‏هاى كبود خواهد بود.

مهدي (عج ) جان!

بيا و دنياى دلهای ما را به بوى خوش عطرت پر كن . دلهايى كه همواره در سرزمين نيمه شب تو را مى‏خوانند و به عشق تو در آسمان مكاشفه پرواز مى‏كنند.

مهدي (عج ) جان!

 شادی نیمه شعبان را با قدومت مبارک و جاودانه فرما .


" اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه "

اي منتظر ، غمگين مباش قدري تحمل بيشتر                گردي به پا شد از افق گويا سواري مي‌رسد





روز وصل


غم مخور، ایام هجران رو به پایان می‏رود                       این خماری از سر ما می‌گساران می‏رود

پرده را از روی ماه خویش بالا می‏زند                         غمزه را سر می‏دهد ، غم از دل و جان می‏رود

بلبل اندر شاخسار گل هویدا می‏شود                        زاغ با صد شرمساری از گلستان می‏رود

محفل از نور رخ او، نورافشان می‏شود                         هرچه غیر از ذکر یار، از یاد رندان می‏رود

ابرها ، از نور خورشید رخش پنهان شوند                     پرده از رخسار آن سرو خرامان می‏رود

وعده‏ دیدار نزدیک است ‏یاران مژده باد                       روز وصلش می‏رسد ، ایام هجران می‏رود




میلاد یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) بر رهروان طریق امامت و ولایت مبارک باد


به قلم : سپيده دم . پنجشنبه 24 مرداد1387 .
        


 


ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد            دل رمیدۀ ما را رفیق و مونس شد

 

[ادامه مطلب]

به قلم : سپيده دم . سه شنبه 6 فروردین1387 .
        

ای سرو بوستان ایستادگی!

 ای زیباترین گل باغ حسین (ع)!

 ای جوان رعنا و رشید حسین (ع) ای علی (ع) را یادگار!

 ای علی اکبر!

 گلستانی از زیباترین گل های فداکاری!

و دریایی از آبیِ عطوفت را دل دل خود، جمع داشتی، لوح عاشورا، در انتظارِ قلم شمشیر تو نشسته تا خاطره دلیر مردی های بدر و حنین را بر آن نقش نمایی و تمثال قدم های رسول خدا (ص) را بر پهنه کربلا حک کنی. تو که در صورت و سیرت شبیه ترین بودی به پیامبـر خیر و برکت (ص)! ســـلام و درود بی پایان بر صورت و سیرت پیامبر گونه ات.


به قلم : سپيده دم . شنبه 3 شهریور1386 .
        

زینتِ بخشندگان، امام جواد (ع) می آید تا زمین مدینه، یک بار دیگر مولودی دیگر از نسل هابیل را به شادباش بنشیند. می آید تا چشمان آسمان را به روشنی سیمایش روشن شود و لاهوتیان و ناسوتیان را در شادی میلاد خویش فرو برد.

کبوتر دل در هوای طواف گنبد نورانی کاظمین، پر می گشاید تا همراه با فرشتگان الهی؛ حرم مطهرش را با بال های خود غبار بروبد و دیده را به ضریح او روشن سازد. در زاد روز مولود مبارک رجب، با یک آسمان نیاز از یگانه بی همتا می خواهیم در دریای بی کران بخشش جوادالائمه غرقمان سازد و در زمره شیفتگان واقعی او قرارمان دهد .

 

حضرت جوادالأئمّه (عليه السلام) به خطّ خود نوشت:

 

 إِنَّ أَنْفُسَنا وَ أَمْوالَنا مِنْ مَواهِبِ اللّهِ الْهَنيئَةِ وَ عَواريهِ الْمُسْتَوْدَعَةِ يُمَتِّعُ بِما مَتَّعَ مِنْها فى سُرُور وَ غِبْطَة وَ يَأْخُذُ ما أَخَذَ مِنْها فى أَجْر وَ حِسْبَة فَمَنْ غَلَبَ جَزَعُهُ عَلى صَبْرِهِ حَبِطَ أَجْرُهُ وَ نَعُوذُ بِاللّهِ مِنْ ذلِكَ
 جان و دارايى ما از بخششهاى گواراى خداست و عاريه و سپرده اوست، هر آنچه را كه به ما ببخشد، مايه خوشى و شادى است و هر آنچه را بگيرد، اجر و ثوابش باقى است. پس هر كه جزعش بر صبرش غالب شود اجرش ضايع شده و از اين [صفت] به خدا پناه می بريم.


به قلم : سپيده دم . چهارشنبه 3 مرداد1386 .
        

بهار آمد هوا چون زلف يارم باز مشکين شد         زمين چون رويش از گلهاي رنگارنگ رنگين شد
نگارستان چيني شد زمين از نقش گوناگون        چمن رشک ختن از ياسمين وز بوي نسرين شد
دلِ آشفته شد محو گلي از گلشن طاها             اسير سنبلي از بوستان آل ياسين شد
چه گويم از گل رويش؟ مپرس از سنبل مويش      ز فيض لعل دل جويش مذاق دهر شيرين شد
به ميزان تعادل با گل رويش چه باشد گل             که با آن خرمن سنبل کم از يک خوشه پروين شد
جمال جانفزاي او ظهور غيب مکنون بود              دو زلف مشکساي او حجاب عزّ و تمکين شد
به باغ استقامت اولين سرو آن قد و قامت           به ميدان کرامت شهسوار ملک تکوين شد
سليل پاک احمد، زيب وزن مسند سرمد           ابوجعفر محمد، باقر علم نبيّين شد
محيط علم ربّاني، مدار فيض سبحاني               که در ذات و معاني ثاني عقل نخستين شد
حقايق گو، دقائق جو، رقائق جو، شقايق بو       سراج راه حق، کز او رواج دين و آيين شد
مرارتها چشيد آن شاه خوبان از بني مروان         مگر آن تلخ کامي بهر زهرکين به تمرين شد
عجب نبود گر از آن اخگر سوزان سراپا سوخت    چه او را شاهد بزم حقيقت شمع بالين شد
براي يکّه تاز عرصه ي ميدان جانبازان                 ز جور کينه مروانيان اسب اجل زين شد


به قلم : سپيده دم . دوشنبه 25 تیر1386 .
        


بِسم ِاللهِ الرَّحمن ِ الرَّحیم ِ

اِنّا اَعطَیناکَ الکَوثَر * فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانحَر * اِنََّ شانِئَکَ هُو َالاَبتَر*

ما به تو کوثر را بخشیدیم*
پس تو هم برای خدایت به نماز و طاعت و قربانی و مناسک حج بپرداز*
که محققاً دشمن بدگوی تو مقطوع النسل است و نسل تو تا قیامت به کثرت و برکت و عزت باقیست .*

*******************

       شمس  وجود احمد و خود زهرا                 ماه ولايتست ز اطوارش
      دخت ظهور غيب احد احمد                       ناموس حق و صندق اسرارش
      هم مطلع جمال خداوندي                         هم مشرق طليعه‌ي انوارش
      صد چون مسيح زنده ز انفاسش                روح‌الامين تجلي پندارش
      هم از دَمَش مسيح شود پرّان                    هم مريم دسيسه ز گفتارش
      هم ماه بارد از لب خندانش                       هم مهر ريزد از كف مهيارش
      اين گوهر از جناب رسول‌الله                       پاكست و داور است خريدارش
      كفوي نداشت حضرت صدّيقه                     گر مي‌نبود حيدر كرّارش
      جنّات عدن خاك در زهرا                            رضوان ز هشت خلد بود عارش
      رضوان به هشت خلد نيارد سر                   صدّيقه گر به حشر بود يارش
      باكش ز هفت دوزخ سوزان ني                   زهرا چو هست يار و مددكارش

**********************
سالروز ولادت با سعادت " صدیقه کبری ،  حضرت زهرا ( س ) " ـ مصادف با بیستم جمادی الثانی ـ و  " روز زن " و " روز مادر " بر همه مسلمانان مبارک باد .

 


به قلم : سپيده دم . دوشنبه 11 تیر1386 .
        


ستارگان در آسمان تلالؤ و درخششی دیگر دارند ، شور و شعفی بسیار در میان ملائک برپاست .

زیرا نسیم ِ بهشت خبر از ولادت دخت علی ( ع ) و فاطمه ( س ) می دهد .

آری زینت پدر " زینب ( س ) " می آید .

او را زینب نامیدند چرا که :

او می آید تا شاهد غروب خورشید نبوّت باشد .

او می آید تا با چشمانی اشکبار در ِ سوخته و کوبیدن دخت رسولش بین در و دیوار و فرود آمدن ضربه های تازیانه بر پیکر نازنینش را بنگرد .

هم اوست که بعد از وفات فاطمه ( س ) گیسوان " امّ کلثوم " را به جای مادر شانه می زند ؛ مادری پنج ساله .

او می آید تا " فُزتُ بربّ الکعبه " را از زبان علی ( ع ) در محراب عبادت بشنود .

او می آید تا جگر سوخته و پاره پاره حسن ( ع ) را در طشت پر از خون ببیند .

او می آید تا شاهد پیکر بی جان و غلطیده در خون علی اکبر ( ع )  و قاسم ( ع ) ، دست های بریده و مشکِ آبِ پاره و سوراخ عبّاسش باشد .

" عمّه جان ! ما دیگر آب نمی خواهیم ، عمویمان عبّاس ( ع ) کجاست ؟ "

عصر عاشورا زینب با خود گفت : اگر عبّاس ( ع ) بود گوشها پاره نمی شدند .

او می آید تا شاهد تلّذی علی اصغر ( ع ) باشد .

او می آید تا در ظهر عاشورا بر " تلّ زینبیّه " گواه سر بریدن حسین ( ع ) باشد ، هم او که پیراهن مادرش کفنش بود.

جز او کسی نیست که حنجره بریده حسین ( ع ) را ببوسد .

" اللهم فتقبّل منّا قلیل القربان "

از داغ فرزندان برومندش دیگر نمی گویم . . .

او می آید تا طنین انداز صدای علی ( ع ) و کلام دلنشین او باشد ؛ تا مظلومیت علی ( ع ) و فرزندانش را به گوش کوفیان جفاکار و جهانیان برساند .

او می آید تا دربار یزید از کلام نافذش بلرزد .

. . .

. . . . . . .

امشب حسنین ( ع ) شادمانند ؛ از خوشحالی در پوست خود نمی گنجند چرا که می دانند پس از شهادتشان سینه پر درد زینب ( س ) و آغوش پر مهر او که به وسعت آسمانهاست جایگاه غم جانکاه کودکانشان خواهد بود ؛ اوست که در دشت پر خون کربلا خود را سپر تازیانه هایی می کند که بر بدن کودکان برادر فرود می آیند .

او می آید تا مرهمی بر دست ها و پاهای سوخته از آتش ِ خیمه ها و مجروح ِ خلیده شده از خار ِ طفلان برادر بنهد .

اما چه مرهمی !

تازیانه های کوفیان پی در پی بر این دست ها و پاهای کوچک فرود می آیند .

او می آید تا رقیّه خردسال ، اما بزرگ ، را که بیقرار دوری از پدر است در آغوش بکشد .

" عمّه جان ! هر کس آب بخواهد به او سیلی می زنند ؟ هر کس بخواهد صوت قرآن پدرش را بشنود برای او سر بریده اش را می آورند ؟ "

نمی دانم اکنون خیسی گونه هایم از شوق ولادت اوست یا از مصیبت های جانسوز عظمایش در عصر عاشورا و دلتنگی هایش در خرابه شام ؟

هر که در این درگه مقرّب تر است          جام بلا بیشترش می دهند

آسمان مدینه امشب ستاره باران است و ملائک با هلهله و سرور میلاد بانوی صبر را به یکدیگر شادباش می گویند .

 ولادت نور ِ دیدۀ علی ( ع ) و فاطمه ( س ) ، پرستار و مرهم دل ِ شکستۀ فرزندان حسنین ( ع ) ، ام المصائب بنی هاشم ، حضرت زینب ( س ) ـ مصادف با پنجم جمادی الاول ـ بر همه مسلمانان تبریک و تهنیت باد .


به قلم : سپيده دم . دوشنبه 31 اردیبهشت1386 .