
عَلَم عاطفه بر دوش كشید مشك پر آب در آغوش كشید
خالق از همت او آگاه است مقصدش خیمه ثاراللّه است
الغرض دشمن غدار و لعین حملهور شد ز كمین از ره دین
خنجر از پشت به آن حضرت زد ضربتى سخت بر آن پیكر زد
بازوى حیدرى از كار افتاد عَلَم از دست علمدار افتاد
عاقبت رشته امید گسست تیر خصم آمد و بر مشك نشست
نابكارى دگر آورد فرود ناگهان بر سر عباس(ع) عمود
رخنه بر دایره دین افتاد یادگار على(ع) از زین افتاد
نظر افكند به دل معنى را دید بالاى سرش زهرا(س) را
گشت با منبع كوثر همراز گفتگوى دگرى شد آغاز
عجبا گفت : اخا ! ادركنى منبع جودُ و سخا ! ادركنى
حجت روى زمین شد آگاه شد شتابان به سوى قربانگاه
چون به بالین برادر بنشست گفت الان كمر من بشكست
لالهگون شد شفق سرخ فلق غرقه خون شد پسر حجّت حق
**************
یک روز تا وصال، تا اسارت و تازیانه و غربت باقی است.
یک روز تا بازگشت زین واژگون، ذوالجناح شرمسار بیسوار و تا حریق جگرسوز خیمهها.
یک روز تا قهقهه مستانه پیشقراولان قساوت و طلایهداران ظلمت و جنایت، یک روز که همه فرداست، همه زمان و قاموس بزرگ قیام.
تاسوعا، مقدمه عشق، دیباچه شرف، مدخل ایثار و ورودگاه خون و حماسه و اشک است.
در تاسوعا، از حنجرههای خشک عطش زده، تنها واژه وداع میگذرد و شب، زمزمههای جاننواز وارستگان تکرار ناپذیر خاک.
تاسوعا، آخرین فرصت دیدار پدر با پسر، خواهر با برادر، یار با یار و حتی کودکان با همدیگر است. روز وصیتها و رهنمودهای حسین(ع) برای شام فردا و فردای شام است.
تاسوعا، صور اسرافیل دلهاست. بیدارباش جانهای خفته و الگوی حقپویان جستجوگر است.
تاسوعا، نمایش الفت و صدق، همت و عشق، پایمردی و رادی و فداکاری و پاکبازی است.

