روح نبوت میرود از جسم امت . . .
شاهی که بود گوشه نشینی شعار او
محنت قرین او شد و غم بود یار او
آن کو دمید صبح ازل از جبین او
شد تیرهتر ز شام ابد روزگار او
محکوم حکم دیو شد آن خسروی که بود
روح الامین چو بنده فرمانگزار او
موسی اگر به طور غمش میزدی قدم
بیخود شدی ز آه دل شعله بار او
یک بارهگر مسیح بدید آنچه او بدید
میشد دوباره چرخ چهارم چو دار او
آن سرو سبزپوش چو گل سرخ روی شد
آری ز بس که خون جگر شد نگار او
روی حسن چو سبز شد از زهر غم فزود
تا شد سرشک دیده و دل جویبار او
طوبی نثار آن قد و قامت که بعد مرگ
از چار سو خدنگ سه پر شد نثار او
پرورده کنار پیمبر بد از نخست
محروم شد در آخر کار از کنار او
آن سروری که صاحب بیتالحرام بود
بیتالحرام بهر چه بر وی حرام بود
سالروز رحلت نبی اکرم (ص) و حضرت امام حسن مجتبی (ع) تسلیت باد
به قلم : سپيده دم . دوشنبه 5 اسفند1387 .


