فراق فاطمه، تنها علي (ع) را داغدار نکرده است ، چشم فضيلت در اين مصيبت عظمي مي گريد ، آه از نهاد حق برمي خيزد و کوه غم بر دوش امت رسول (ص) سنگيني مي کند .
و مدينه انس گرفته به اين محبوبه خدا چگونه است؟
يک طرف ، دل شکسته حسين(ع) و زينب(س) و حسن(ع)
يک طرف علي(ع) ز رحلت تو سوگوار
رفتي اي قرار دل !
اي که پر کشيده اي به سدره حضور و بارگاه نور
خانه تو مانده است
با چهار کودک يتيم و يک علي(ع) در انتظار ...
چگونه باور کردني است، آن همه جفا بر آل مصطفی(ص) ؟
و آن بي حرمتي به حريم فاطمه(س) ؟
مودت ذي القربي سفارش پيامبر و مزد رسالت بود .
چه زود ، صاحبان هوس بر اسب فتنه سوار شدند و ميراث نبوي را غارت کردند ، و وديعه رسول را آزردند!
بعد از آن همه شهيد
بعد از آن همه سفارش اکيد
آن همه حديث و آيه، وعده و وعيد
اينک اهل بيت ، مانده در کنار
بنگر اين جفا به جاي آن وفا
بنگر اين ستم به جاي آن صفا
چهره زمانه گشته شرمسار
شيعيان راستين فاطمه، دل شکسته، داغدار و چشم هاي اشکبار...
موج فتنه ها و کينه ها فرا گرفته باز هم ، دامن مدينه و حجاز را .
اهل بيت در ميان موج هاي سهمگين ، يك سفينه اند، ثابت و نجات بخش و استوار
مايه اميد و رشته قرار
ليکن اين سفينه نجات هم شکسته است
دست و بازوي امير عشق بسته است
چشم روزگار، مانده همچنان در انتظار
اين دل شکسته، پاي خسته، بي شکيب مانده بي قرار
و ...
سوگنامه بانوي ملکوتی را نهايتي نيست.
کتاب غم و غربت زهرا(س) تا ابديت و تا دامنه محشر گشوده است، تا درس هاي ناگفته و ناشنوده اين مکتب ، به گوش همگان برسد.
پايان غم فاطمه (س)، صبح قيامت است و عرصات داوري خدا.

