
ميان اشک و آه پير مي شود بي تو
دلي که طعمۀ زنجير مي شود بي تو
نيامدي که ببيني در اين ديار غريب
غروب جمعه چه دلگير مي شود بي تو
هلا تبسم شيرين صبح آدينه
زمين شکسته و تحقير مي شود بي تو
هنوز خيره به راهت نشسته نرگس ما
خزان باغچه تکثير مي شود بي تو
بيا و دست بکش بر دلي که روز به روز
ميان اشک و آه پير مي شود بي تو
به قلم : سپيده دم . پنجشنبه 14 آذر1387 .

