
اى صبر مطلق، گشتهاى بى تاب از چه؟
اى كشتى عدل خدا، گرداب از چه؟
جسم شریفت از چه كم كم آب گشته
بنگر كه صادق(ع) از غمت بى تاب گشته
پنجم امام و هفتمین معصوم هستى
جانم فدایت پس چرا مسموم هستى؟
****
دیدۀ جانانهاى پر ابر بود لحظههاى واپسین صبر بود
آنكه در ذهنش هجوم دشنه داشت یادگار آب، كامى تشنه داشت
بود اندر خاطرش آلالهها آخرین ساعات عمر لالهها
در نگاه آخر پور حسین(ع) موج مىزد كربلاى شور و شین
همچو جدش بیقرار بیقرار روز عاشوراى عمرش ناله دار
روز آتش، روز خون ، روز قیام روز غارت ، غارت اهل خیام
گه نگاهش بود سوى خیمهگاه گاه مىبردش میان قتلگاه
گاه دستانش به دست عمه بود گاه آغوشش به بابا مىگشود
ز آنچه مىآزرد او ، بیش از همه بود غمهاى سه ساله فاطمه
یاد روزى كه هراسان مىدوید دخترى آتش به دامان مىدوید
هرم آتش بس كه دامن مىگشود از بیابان تا مدینه شعله بود
گاه قلبش از غم، آتش مىگرفت گاه زهر كین حیاتش مىگرفت
اشكهاى سرخ امانش را گرفت ذره ذره داغ جانش را گرفت
دارِ فانى را وداعى خسته داشت زیر لب نامى گران ، پیوسته داشت
آخر الامر از تب و تاب ممات داد ذكر وا حسینایش نجات
روز آتش، روز خون ، روز قیام روز غارت ، غارت اهل خیام
گه نگاهش بود سوى خیمهگاه گاه مىبردش میان قتلگاه
گاه دستانش به دست عمه بود گاه آغوشش به بابا مىگشود
ز آنچه مىآزرد او ، بیش از همه بود غمهاى سه ساله فاطمه
یاد روزى كه هراسان مىدوید دخترى آتش به دامان مىدوید
هرم آتش بس كه دامن مىگشود از بیابان تا مدینه شعله بود
گاه قلبش از غم، آتش مىگرفت گاه زهر كین حیاتش مىگرفت
اشكهاى سرخ امانش را گرفت ذره ذره داغ جانش را گرفت
دارِ فانى را وداعى خسته داشت زیر لب نامى گران ، پیوسته داشت
آخر الامر از تب و تاب ممات داد ذكر وا حسینایش نجات
سالروز شهادت جانسوز نهال گلشن دین ، نور دیده حضرت زهرا (س) ، سپهر دانش و بینش ، امام محمد باقر(ع) تسلیت باد
به قلم : سپيده دم . شنبه 16 آذر1387 .


