عيد اضحي رسم و آئين خليل آزرست

این خانه مرکز آفرینش است .
چشمه ها برای زیارتش به زمزمه می آیند و گیاهان برای دیدنش از همهمه خاک تا افلاک قد می کشند .
رودهای هراسان در این دریای ژرف و شگرف به آرامش می رسند و اقیانوس ها بر این درگاه سر فرود آورده و آرام می شوند .
این خانه ، خانه خداست .
اینجا آب زمزمه عاشقانه ای است که از لب های تاول زده زمین تراوش می کند و زلال میماند .
اینجا خورشید مهربان تر از همیشه و همه جاست .
سنگفرش های سپیدش ، برخلاف طبیعت این وادی ، خنک تر از نسیم بهاری پای زایرانش را بوسه باران می کنند تا آرامش دیریابشان را با نجوایی عاشقانه ببارند .
از این خانه تاریخ شروع می شود و لب های درخشان فرشتگانی سپید ، به طلوع :
از مسجد شجره تا حجر الاسود متبسم می شود .
حالا نام صاحب خانه را زمزمه می کنند .
« لا شریک لک لبیک
ان الحمد و النعمة لک والملک لا شریک لک لبیک »
حالا واژه ها بوی بهشت می دهند .
حالا دور از خود ، دور خانه خدا می چرخند و تاریخ را با خود می چرخانند .
حالا هفت مرتبه از خود می دوند تا " او " را لبخند بزنند .
می وزند زندگی می کنند .
راستی بر لبهای عدد هفت چه رازی نهفته است که از روز ازل دست های قنوتش در آرزوی به آغوش کشیدن آسمان گشوده مانده است و همچنان باید هفت دور چرخید ، هفت بار سنگ زد ، هفت بار هروله کرد ، هفت مرتبه از خود دوید ، هفت بار . . . انگار عدد هفت رمز زنده و زلال آفرینش است .
دو رکعت نماز عشق را در زیر ناودانی که قیامت کلمات متبسم را به خدا می رساند ، باید قامت بست .
اکنون روز از نیمه گذشته ، آفتابی تر از همیشه به جستجوی خویش باید برخاست .
رهاتر از نسیم باید سر به بیابان گذاشت و در وسیع ترین سرزمینی که بوی بال فرشتگان را می دهد بیتوته
اینجا " عرفات " است و آفتاب پس از وقوف در این وادی مکه را نوازش خواهد کرد .
آدم وار به جستجوی گمشده خویش ، در مقابل کوهی که نور مجسم است انگشتان نیایش تا آسمان قد
می کشند .
در این همواری شگرف "آدم بودن " آغاز می شود و چون گیاهان که بی گناه متولد می شوند ، شایسته "مِنا " .
ابراهیم(ع) را می توان مهربان تر از همیشه دید ، که با دلی محکم تیزترین تیغ نازک تاریخ را بر نازکای آسمان فرود می آورد و زیر بارانی از اندوه ، ناتوانی خود را به مویه می نشیند .
اینجا هیچ تیغی شایسته بریدن نیست ، اینجا تمام تیغ های تاریخ به سکوت می رسند .
حالا از شش جهت آفتاب می بارد و ابراهیم نافرمانی تیغ را سر به بیابان می گذارد .
اکنون منا در عطر گل محمدی شناور است و باران عشق می بارد با ترنم آسمانی دل انگیزش :
* لا شریک لک لبیک *
* ان الحمد و النعمة لک والملک *
* لا شریک لک لبیک *

عید قربان
پر شکوهترین ایثار و زیباترین جلوۀ تعبد در برابر خالق یکتا
بر همگان مبارک


